گفتگو با » ری مک گاورن» یک عضو با سابقه سازمان اطلاعات مرکزی امریکا در امریکا بلبشوئی است که سگ صاحبش را نمی شناسد

f4.jpg

پرسش- شما بعنوان تحلیلگر برای CIA کار کرده اید، عرصه تخصصی شما اتحاد شوروی بود. شما بطور منظم به دو رئیس جمهور امریکا، رونالد ریگان و جورج بوش پدر گزارش می دادید. شما در سال 1990 از کار کناره گرفتید و در سال 2003 همراه با  دیگر مقامات اطلاعاتی  سابق  سازمان  »Veteran Intelligence Professionals for Sanity« را بر پا کردید. کار شما دقیقا چیست؟.

پاسخ- ما در این تابستان پنجاهمین تذکاریه خود را  در باره وضعیت سیاسی منتشر کردیم. موضوع آن اتهاماتی است که به ترامپ زده شده، مبنی بر این که  روس ها در در انتخابات ریاست جمهوری به سود ترامپ در انتخابات دخالت کرده اند. دو تن از مدیران فنی    NSAدر میان ما هستند، از این را ما میدانیم که آیا کسی به داده های امریکا دسترسی پیدا کرده و اگر دسترسی پیدا کرده، چگونه؟ : فردی افشاگر، احتمالا از اعضای حزب دموکرات امریکا،  داده ها را دانلود کرده و ویکیلیکس آنها را منتشر ساخته است(برای اطلاع مشروح از این رویداد به لینک پایان ترجمه مراجعه کنید). از این طریق روس ها هم به آن داده ها دسترسی یافته اند، ولی آنها از خارج  به داده ها دست نیافته و در آنها دست کاری نکرده اند.

پرسش- و نتیجه انتخابات چه؟ بسیاری بر این اعتقاد بودند که ( انتخاب   کلینتون یا ترامپ، ) انتخاب میان وبا  یا طاعون است – شما هم این نظر را تایید می کنید؟

پاسخ- بله، ولی مشروط: ما در آن زمان احتمال می دادیم که دونالد ترامپ  بتواند  مناسبات با روسیه را بهتر کند و  این کار را خواهد کرد. اما از چند سو جلوی آن گرفته شد: از یک سو کمپین رسانه ها بود مبنی بر متهم ساختن روسیه که  قابل اثبات نبود. ولی این هم مثل جریان زمان در جنگ عراق است: دروغ گفتن میتواند بسیار موثر باشد.  ثانیا اکثر نمایندگان کنگره و سناتور ها علی الاصول خواستار بهبود مناسبات با روسیه نیستند.

پرسش- جریان اوکرائین چیست؟

پاسخ-  آنچه که در آنجا رخ داد بوضوح کودتا بود. این که روس ها برای کریمه ارزش قائل هستند، قابل فهم است، آنها به کریمه  بعنوان بندری که آبش یخ نمی زند نیاز دارند. خروشچف در زمانی که هیچکس پایان اتحاد شوروی را حتی تصور هم نمی توانست  بکند، تقریبا  بطور ضمنی، کریمه را به اوکرائین «هدیه» کرد. ولی وحشت واقعی پوتین از گسترش سیستم دفاع موشکی ناتو است. او می داند که این سیستم تا چند سال دیگر قادر خواهد بود تمام  موشک های دورپرواز روسیه را منهدم سازد. او سال گذشته در سن پترزبورگ بوضوح گفت «ما می دانیم که این سیستم را برای مقابله با ایران نمی سازند. بنا بر این باید حتما مورد مذاکره قرار گیرد. بویژه با توجه به این که کرملین یقین دارد که امریکا خواستار » تغییر رژیم» در روسیه است.

پرسش -آیا مطمئن هستید  که واشنگتن  خواستار روی کار آوردن یک رژیم دست نشانده در مسکو است؟

پاسخ- چه کسی می تواند این را بداند؟ در واشنگتن بلبشوئی است باور نکردنی : نظامیان، صنایع نظامی، پرزیدنت، که کارش قابل پیش بینی نیست، مشاورینش و البته CIA که نفوذ فوق العاده ای بر رسانه ها دارد.

پرسش- در گذشته در واشنگتن » بلبشو » نبود؟

پاسخ- شاید نه تا این حد که در زمان ترامپ هست، اما مشکلات در آن زمان هم بود. مثلا سال گذشته در ماه سپتامبر لاوروف و کری ، وزرای خارجه روسیه و امریکا، برای استقرار آتش بس در سوریه به توافق رسیدند که  اوباما و پوتین هم آن را قبول کرده بودند. هفت روز بعد  ارتش امریکا، بفرمان وزیر دفاع امریکا، قرارداد را نقض کرد. آنگاه  پوتین این پرسش را مطرح ساخت: من باید در واشنگتن با چه کسی صحبت کنم؟

پرسش- برای حل  این وضعیت چه امکانی بنظرتان می رسد؟

پاسخ- نسل پدر و مادر من با آلمان نازی مبارزه کردند، در این نبرد نزدیک به نیم میلیون سرباز امریکائی کشته شدند. با وجود این ما امریکائی ها معنی واقعی جنگ را نمی دانیم ، زیرا این جنگ در خاک کشور ما رخ نداد. اتحاد شوروی 27 میلیون قربانی داد و جنگ آن کشور را ویران کرد. آلمان، هم تجربه فاشیسم را دارد و هم تجربه جنگ را. این کشور بدلیل قدرت اقتصادی و نظامی خود و بدلیل گذشته اش، در شرائط بسیار خطرناک کنونی، مسئولیت ویژه ای دارد و آن این است که به دیگر کشورهای عضو ناتو علیه جنگ هشدار بدهد که دنباله رو وفادار امریکا نباشند. هرجا که سلاح امریکائی در خاک آلمان مستقر باشد، قانون آلمان بر آن حکمفرماست.  دولت آلمان می تواند با اتکاء بر این اصل  قانونی خواستار بیرون بردن سلاحهای -اتمی- امریکا از خاک خود بشود؟ چه کسی می تواند بهتر و باورپذیر تر از آلمان برای تنش زدائی و خلع سلاح گام بردارد؟

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: