‌ تقدیم به خانم راحله راحمی پور به یاد برادر سربدارش، حسین راحمی پور و نوزاد مفقود شده اش «گلرو»

 

حسین راحمی پور متولد ۱۵ شهریور ۱۳۲۸ بود. در روز سوم شهریور ماه سال ۶۳، در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی به جوخه های اعدام سپرده شد. حسین از جان باختگان راه آزادی سازمان راه کارگر بود. فرزندش گلرو در زندان به دنیا آمد وناپدید شد. یادش جوادانه هست و خواهد ماند. راهش پر رهرو.

وقتی به تاریخ نگاه می کنم
تاریخ میهن ام را می گویم
در نگاه اول مشتی پلشتی و زشتی
دژخویی و اهریمنی
و دریوزگان قدرت و ثروت را می بینم
که با دهانهای آلوده بر زخم و فقر مردم شان می خندند در حالی که هنوز تازیانه به دست دارند
وقتی به تاریخ نگاه می کنم
در نگاه اول گردنکشان مست قدرت و ثروت را می بینم که بر قبر شهیدانمان می خندند و بر سلول های اسیران مان زنجیرهای ستبر می زنند
وقتی به تاریخ نگاه می کنم
عفریت یاس را می بینم که بر وجود این خاک چنبره زده است
اما…
وقتی گوش می خوابانم، وقتی نگاهم را فراتر از بازیهای روزمره بندگان قدرت، به کف خیابان و پس کوچه های مردمم می دوزم، چیزی درمن می روید، چیزی در من سبز می شود، هر شهید قهرمانی می شود که درفش شورش و عصیان به دست گرفته است.
حسین را میبینم!
هنوز بالای دار است!
با همان زخمی که در سینه داشت
اما هر قطره خونش، تابلوی زیبای امید را در وردی شهرمان نقاشی کرده است
شتک خون حسین است اگرچه انتقام ناگرفته
با معصومیت گم شده نوزادش «گلرو»
که بر درفش عصیان جوانان نقش بسته است
من و ما و خاک ما همه
دادخواه خون عصیانگران شدیم
هر صبح و شام چون پریای قصه شاملوی جار می زنیم:

«عوضش تو شهر ما… [ آخ ! نمي دونين پريا!]

در برجا وا مي شن، برده دارا رسوا مي شن

غلوما آزاد مي شن، ويرونه ها آباد مي شن

هر كي كه غصه داره

غمشو زمين ميذاره.

قالي مي شن حصيرا

آزاد مي شن اسيرا.

اسيرا كينه دارن

داس شونو ور مي ميدارن

سيل مي شن: گرگرگر!

تو قلب شب كه بد گله

آتيش بازي چه خوشگله!»

اسیرا کینه دارن
داس شونو ور می دارن
حالا وقتی به تاریخ میهن ام نگاه می کنم
در هر گوشه این خاک، «حسین»ی می بینم با « گلرو»یی گم شده یا در خاک آرمیده
بله من دادخواه تاریخ میهن ام هستم
و خیل شب شکارانی که به تاریکی نه گفتند
و دادگاه فردا سهمگین است .
سهمگین بر بیدادگران

حسین راحمی پور متولد ۱۵ شهریور ۱۳۲۸ بود. در روز سوم شهریور ماه سال ۶۳، در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی به جوخه های اعدام سپرده شد. حسین از جان باختگان راه آزادی سازمان راه کارگر بود. فرزندش گلرو در زندان به دنیا آمد وناپدید شد. یادش جوادانه هست و خواهد ماند. راهش پر رهرو.

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: