یادی از یک فرمانده عاشق طبیعت وزندگی

منصور اسانلو از کاوه ی جوانرود می گوید: فرمانده کاوه یا کاوه مجیدی یکی از جوانان بی نظیر ایران زمین بود که از خطه جوانرود برخاست وبالید وبه هستی عشق ورزید. تیر نگاهش دل اهوان وگرگان کوهستان را می ربود. برای خفظ زندگی در منطقه کوهستانی جوانرود و شاهو خیلی تلاش کرد. با جوانان دیگر نهادهای مستقل حفظ محیط زیستی درست کرده بودندو عاشقانه برای حفظ این آب وخاک تلاش می کردند. اما عقاب بلند پرواز ما را یر بر بلندای دیگر بود. حفظ انسان وحفظ کرامت انسان.  کاوه پر کشید و به جهنم سوریه رفت که داعشی ها وجاعشی ها افریده بودند. همان عشق به هستی را این بار نثار مردم ستم دیده سوریه کرد. کردان سوری ، یاران کوبانی و داستان فدراتیو شما ل سوریه. چطور از ان کوهستان بلند تا چنین صحرا ودشت هایی بی در وپیکر می توان پرواز کرد وخندید. زیر خمپاره ها و بمب های وحشی هیولاهایی که دشمن زندی هستند. این جوانمرد جوانرود ، چون رود جاری شد و و چون باهوز وزید ودر هستی گم شد وجاودان شد. پیروزی های بسیاری را با هم تراز های دختر وپیر دلاور کردستان سوریه جشن گرفت تا نابودی داعش وجاعش در منطقه. اما فریبکاران ودشمنان بشریت هزار رنک وهزار لایه دارند. پوست می اندازند و عیولایی دیگر می آفرینند. مادون هر حیوانی . بمب باران های بی امان ارتش اردوغان ولایت فقیه شده،  هزاران گل همیشه بهار  کردستان سوریه را به جاودانگی کهکشانها پیوند زد. و گل کوهستانی ما هم ور پرید و افسوس وتلخ کامی ! نا مردی ونامرادی که جهان را در می نوردد. حتمن گل های کوهی جوانرود برای صدای کاوه دلتنگی می کنند. حتمن دختران کوبانی گیسو در عشق و غمش  به مقراض میسپارند.  حتمن پرنده گان مهاجر  با صدای او ترانه می خوانند. . کاوه جاودانه وجانانه است. خبر گر از او خاطراتی دارد ناب که شاید روزی دیگر به یادش بنویسیم. او تشنه دانستن و اقدام بود.  او همیشه دانش اموز وجویای دانستن بود. .اما امروز جاودانی است و  کاوه اهنگری است که باز دوباره پرچم افراشته و به جوانان دیگر راه نشان می دهد. راه لذت بردن وجاودانی شدن. یاد کاوه یاد بهار و گل وکوه وعاشق شدن است.

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: