گزارش از کارخانه روغن سیرجان در کرمان

من یک کارگرم با هشت چالش بزرگ در کارخانه‌ام

رسانه ای شده بتاریخ10اسفند:من به‌عنوان کارگری که 11 سال است در کارخانه‌… در سیرجان کار می‌کند با شما صحبت می‌کنم، حتی افرادی در کنار من هستند که 17سال سابقه کار دارند. روزی که من به اینجا آمدم شاید جایی دیگر نیز می‌توانستم بروم کار کنم ولی وعده‌هایی که به ما داده شد ما را تطمیع کرد که بمانیم و مدیران هم هر روز می‌گفتند، اوضاع روز به روز بهتر می‌شود ولی اینگونه نشد. اکنون روز به روز به مشکلات اینجا افزوده شده که این مشکلات را با شما در میان می‌گذارم.

این کارخانه محصولات خود را چندین سال است که با یک نام تجاری (روغن آفتابگردان) عرضه می‌کند. کیفیت مطلوب محصول نامبرده اگر دستی در خرید داشته باشید زبانزد افراد است. همین کیفیت مطلوب باعث شده که قیمت عرضه مناسب و بازار مناسب نیز داشته باشد. فروش این واحد صنعتی علاوه بر اینکه به‌صورت محصولات تولیدی می‌باشد به‌صورت خام فروشی مواد اولیه نیز به شرکت‌های دیگر فعال در این زمینه نیز می‌باشد.

مشکلات اصلی:

1-این کارخانه همواره 3 تا 4 ماه حقوق عقب افتاده دارد و کلاً به بهانه اینکه پول نداریم، موجودی نداریم و فروش خوب نیست پرداختی‌ها با تأخیر انجام می‌شود. به‌عنوان مثال پرداختی عیدی امسال آخر اردیبهشت انجام شد و حقوق اردیبهشت ماه امسال در دو قسط در تاریخ‌های 20 مرداد و 31 مرداد پرداخت شد. در حالی که وضعیت پرداختی اینگونه است، در مقابل اعتراض کارگران می‌گویند شرایط همینی که هست. هر کس ناراضی است برود. آخر من بعد از 11 سال سابقه کار در اینجا و سایر همکارانم با 17 سال سابقه کار کجا می‌توانم بروم؟ در حالی که پرداختی‌ها اصلاً بموقع نیست هر از چند گاهی هم که کسی مساعده کاری بخواهد می‌گویند پول نداریم. شاید باورتان نشود که من کارگری را دیدم که برای 20 هزار تومان درخواست مساعده داشت و به او جواب

رد دادند.

 2-مشکلات این کارخانه صرفاً مربوط به حقوق نمی‌شود ما در بیمه سلامت خود نیز مشکل داریم، در حالی که کارخانه هر ماه در فیش حقوقی کسورات بیمه را لحاظ می‌کند اما پرداختی به تأمین اجتماعی صورت نمی‌گیرد و همین الان از اسفند سال 95 پرداختی به تأمین اجتماعی صورت نگرفته که تأمین اجتماعی نیز متعاقباً خدمات درمانی به پرسنل را قطع کرده است.

3-حقوق‌ها رشد خیلی ناچیزی دارند به طوری که حتی رشد حقوق‌ها از رشد محصولات خود شرکت کمتر است. مثلاً زمانی که روغن 1 لیتری 3هزار تومان بود حقوق بنده 900هزار تومان بوده است، الان روغن 5هزار تومان شده است ولی حقوق ما همان مقدار مانده است که باعث بی‌انگیزگی کارگران برای کار شده است.

4-با توجه به اینکه تولید کارخانه عالی است (3 شیفت تولید) هیچ کارانه‌ای به کارگران تعلق نمی‌گیرد و همواره می‌گویند پول نداریم، در صورتی که فروش بالای کارخانه همواره جلوی چشم کارگران است.

5-هزینه بن خرید هر ماه از حقوق بچه‌ها کسر می‌شود ولی پرداختی به فروشگاه‌های نامبرده صورت نمی‌گیرد و پرسنل هنگام رجوع به فروشگاه موفق به خرید با بن تعیین شده نمی‌شوند.

6-هیچ خواروباری به پرسنل داده نمی‌شود در حالی که در اکثر واحد‌های صنعتی همواره بسته‌های حمایتی از پرسنل به آنها اهدا می‌شود.

7-حتی بانکی که حقوق ما در آن واریز می‌شود هم ما را قبول ندارد و فیش حقوقی ما عملاً هیچ اعتباری برای اعطای تسهیلات بانکی ندارد.

8- یکی از مالکان این واحد صنعتی آقای دکتر… در سال 92 بزرگ‌ترین بدهکار بانکی بوده است که اکنون چهارمین بدهکار بانکی است در حالی که روز به روز به بهانه سرپا نگه داشتن این واحد صنعتی وام دریافت می‌شود ولی هیچ گونه عایدی برای پرسنل ندارد.

دهم اسفند ماه1396

آگهی‌ها

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: