چه کسی از حمله به مجلس ایران و قبر خمینی سود می‌برد

18920202_670205736511125_1533894811563656855_n.jpg
پژار آبدانان

شاید انداختن مسئولیت حمله امروز صبح به گردن داعش یا کشوری دیگر، بسیار تنگنظرانه و دور از منطق سیاسی باشد اما لااقل می‌توان در ارزیابی‌هایی، به جریان‌هایی اشاره نمود که بیشترین سود را از این قضیه می‌برند. بدون‌شک کسانی که بیشترین سود را از این اتفاقات می‌برند، بیش از هرکسی متهم به ترتیب دادن این حملات می‌باشند. این حملات اگرچه به دست داعش نیز انجام شده باشند، ولی نهایتاً دو جریان می‌تواند در پشت پرده آن باشند و این دو متهم کسی نیستند جز “غرب و خود جمهوری اسلامی”
گروه تروریسی داعش همزمان با شروع کارزار آزادسازی رقا و پایان عملیات آزادسازی موصل، در وضعیت خوبی قرار ندارد. شرایط کنونی داعش و روند اضمحلال آن قبل از اینکه نتیجه سیاست‌ها و اعمال جمهوری اسلامی در عراق و سوریه باشد،‌ با سیاست‌های کلی غرب در ارتباط است. داعش می‌توانست بسیار قبل از این و درست زمانی که در اوج قدرت بود این عملیات‌‌ها را انجام دهد. در آن زمان به‌راحتی می‌شد که دست‌های پشت‌پرده منطقه‌ای و جهانی را برضد ایران به سوی خود جلب نماید. پس داعش نمی‌تواند متهم نهایی برای اجرای این عملیات‌ها باشد. هرچند که نهایتاً داعش مرتکب این حمله شده باشد، ولی مطمئناً تصمیم نهایی با خود این گروه نیست و این عملیات‌، یک عملیات سازماندهی شده با کارکردی‌هایی جداگانه می‌باشد.
الف. غرب: عربستان توانسته‌است با در دست گرفتن رهبری جهان عرب و موافقت ضمنی غرب، فشارهای تازه‌ای را بر جمهوری اسلامی وارد آورد. اولین سفر خارجی ترامپ به این کشور و نیز امضای قرارداد نظامی ۱۱۰ میلیارد دلاری می‌تواند نشان از عزم عربستان و دنیای عرب برای مقابله با ایران به‌هر ترتیبی! باشد. در هفته‌های گذشته مقامات عربستان اقرار کرده بودند که جنگ را به داخل خاک ایران خواهند کشید. شنیدن زمزمه‌هایی از کمک مالی عربستان به برخی جریان‌ها در ایران، می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از عملی شدن این تصمیم عربستان باشد. مقامات ایرانی در واکنش به این اظهارات مسئولان عربستان، گفته بودند که درصورت این اقدام عربستان، تمامی شهرهای آن کشور را غیر از مکه و مدینه با خاک یکسان خواهند کرد.
غرب تاکنون به‌خوبی توانسته‌است اختلافات جهان اسلام را از موضوعیت اسراییل به خود کشورهای مسلمان ـ شیع و سنی ـ بکشاند. با شنیدن زمزمه‌هایی مبنی بر ناتوی عربی و خریدهای میلیارد دلاری کشورهای عربی، گمان‌ها در مورد “نیت غرب برای شروع یک جنگ نیابتی برضد ایران” قوت می‌گیرد. مطمئناً هزینه رویارویی کشورهای عربی با ایران، بسیار کمتر از هزینه رویایی مستقیم غرب با ایران خواهد بود. پس اگر قرار باشد جنگ نیابتی‌ای در منطقه شروع شود، باید استارت آن نیز زده شود و دقیقاً اینجاست که می‌توان این عملیات بی‌سابقه را می‌توان استاری برای این جنگ نیابتی احتمالی دانست. درصورت محرز شدن نقش عربستان در حوادث اخیر، ایران مجبور خواهد شد تا به این حملات پاسخی قاطع دهد؛ در غیر این‌صورت، پرستیژ این حاکمیت اقتدارگرا از درون متزلزل خواهد شد و زمینه نارضایتی‌های داخلی افزایش خواهد یافت. پس به‌نوعی جمهوری اسلامی به سوی جنگ سرنوشت سوق داده می‌شود.
ب. خود جمهوری اسلامی: متهم بعدی این اتفاقات را می‌توان خود جمهوری اسلامی و نهادهای اطلاعاتی پشت پرده آن دانست. واقعیت این‌ست که بازی‌های سیاسی دولت‌ها و نهادهای اطلاعاتی‌شان هرگز تمامی ندارد و منطق دولت، این حاکمیت‌ها را مجبور به در پیش گرفتن چنین سیاست‌هایی می‌کند. شایعات مبنی بر ساختگی بودن حوادث ۱۱ سپتامبر هنوز هم به قوت خود باقی‌ست. شواهد کودتای نافرجام ۱۵ ژوییه ۲۰۱۶ در ترکیه و اتفاقات پس از آن نیز، هر روز بیشتر انگشت اتهام را به‌سوی خود اردوغان می‌کشاند. خود جمهوری اسلامی نیز دقیقاً مدتی قبل با همین اتهام روبرو ماند؛ ماجرای انفجار ساختمان پلاسکو و شایعاتی مبنی بر اینکه این انفجار تعمدی و برای انحراف افکار عمومی از موضوع مرگ مشکوک هاشمی رفسنجانی بوده است، هم‌چنان از دامان جمهوری اسلامی زدوده نشده است. بدون شک هیچ دولتی از ایالات‌ متحده گرفته تا جمهوری اسلامی، نمی‌تواند خود را بری از این گونه اتهامات بداند؛ در منطق دولتی، آنجا که پای منافع در میان باشد، سایه نهادهای اطلاعاتی و بازی‌های این‌چنینی حتماً به‌چشم می‌خورد.
اگر این عملیات نیز توسط داعش انجام پذیرفته شده باشد، بازهم می‌توان انگشت اتهام را به‌سوی خود جمهوری اسلامی دراز کرد. ایران همواره ادعا می‌کند که دارای سیستم اطلاعاتی و امنیتی قوی‌ای‌ست که به‌راحتی می‌تواند جلوی چنین اعمالی را بگیرد. هم‌چنین ادعای نفوذ در داعش نیز از طرف ایران رد نشده است. پس با این حساب دو احتمال وجود دارد: یا اینکه نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی داعش را به چنین عملی ترغیب کرده‌اند و یا اینکه درصورت آگاهی داشتن از وقوع چنین عملیات‌هایی، دست اعضای این تیم‌های تروریستی باز گذاشته شده است. چنین اتهاماتی حتی به کشورهای اروپایی که عنوان دمکراسی را برای خود یدک می‌کشند نیز وارد است، پس حاکمیت طیرانی‌ای مانند جمهوری اسلامی و نهادهای اطلاعاتی‌اش نمی‌توانند هرگز از این موضوع مبری باشند.
دراین‌صورت، جمهوری اسلامی می‌تواند درست به مانند شروع جنگ با کشور عراق در سال ۱۳۵۹، به یکدست‌سازی فضای سیاسی دست یازد. اگر جنگ برای خمینی یک نعمت بود، این حمله تروریستی برای خامنه‌ای نیز یک نعمت دیگر است. از این‌پس، اقدامات امنیتی در داخل ایران بیشتر خواهند شد، دست سپاه در سیاست‌های داخلی و خارجی بازتر خواهد شد، سرکوب رسانه‌ها، مردم و آزادی بیان بیشتر خواهد شد. از این پس، تمامی جناح‌ها یا باید به خط و سیاست‌های “خامنه‌ای ـ سپاه” گردن نهند یا اینکه “انقلاب را به خطر خواهند انداخت و رسماً در زمره “ضدانقلاب” جای خواهند گرفت. و البته حضور فرمانده سپاه در مجلس در گیرودار حملات، می‌تواند نشانه‌ای از همین موضوع باشد.

آگهی‌ها

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: