چرا جامعه ایران همانند یک انبار باروت است

چرا جامعه ایران همانند یک انبار باروت است و هر لحظه امکان تغییر حاکمیت وجود دارد؟

امروزه با توجه به وضع حاکم بر جامعه کشور عزیزمان و گسترش روز افزون اعتراضات و اعتصابات در هر گوشه از کشور و هم زمان شدن فشارهای داخلی و بین المللی بر رژیم دیکتاتوری حاکم بر ایران و بازی گرفتن وضعه معیشت مردم توسط رژیم ولایت فقیه و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای رسیدن به اهدافی چون صدور انقلاب و ماجراجویی منظقه ای مردم از هر طبقه و جایگاهی از وضعه معیشتی خود ناراضی هستند و نگرانی برای آینده خود و فرزندانشان را ملموس درک و لمس میکنند و از آنجا که بحث معیشت مردم گره خورده به زندگی مردم است و فارغ از هر ایدئولوژی و مسلکی اولین نیاز زندگی بشری میباشد مردم یکپارچه به سمته مطالبه گری از رژیم ولایت فقیه برده است و رژیم حاکم بدون هیچ برنامه ای برای خروج از این بحران فقط روش خریدنه زمان و یا وعده وعید دادن را در پیش گرفته است و با استراتژی از این ستون تا آن ستون فرج است با ابزار سرکوب قصد بر سرپوش گذاشتن بر این رشد مطالبه گری مردم شریف و زحمتکش می گذارد اما غافل از اینکه این مطالبه گری معیشتی خود ابزار همبستگی مردم شده و روز به روز با وجود سرکوب شدید این اعتراضات و اعتصابات و مطالبه گری ها رشد میکند.گویی مردم عزیز ما در حاله گذران کردن و به تکامل رسیدن و بلوغ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هستند و در این بین نقش فضای مجازی و رسانه های آزاد و فعالین سیاسی غیر قابله کتمان هست.رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه با ادامه ی حیاتش کشور و مردم را به دره های نابودی میبرد و این مطلب را مردم با توجه به آمارها و رخ داد هایه روزمره درک کرده اند.در حالی که دزدی های حاکمیت روز به روز فاش میشود,دیوار بی اعتمادی بین مردم و حاکمیت به شدت گسترش یافته است و دیگر هیچ اعتمادی به هیچ یک از سازمان های حکومتی در بین مردم وجود ندارند و اندک افراد محافظه کاری که دل به اصلاحات در این رژیم داشتند نیز از این راه بریده اند و بر غیرقابله اصلاح بودنه رژیم ولایت فقیه اذعان دارند.آمار هایه بیکاری و دزدی و بزه کاری و جرم را در همین چند ماه گذشته توجه کنید!!!دستگیری هایه گسترده در جای جای کشورمان به بهانه های واهی توسط عناصر سرکوبگر رژیم را دقت کنید!!!به چه میرسیم؟؟؟آیا این دستگیری ها ، این بی کار شدن های نان آوران خانواده ، این کارگران حقوق نگرفته آیا حق ندارند بغض و کینه و خشم در درونشان نهفته باشد؟؟چه بسیار سرپرستان خانواده ای که شرمنده ی خانواده ی خود شده اند!!!!چه بسیار دانشجویانی که بخاطر کوچکترین اعتراض و نقد ستاره دار شده یا به زندان برده اند!!!!تجمع این کینه و نفرت ها از حاکمیت ما را به این نتیجه میرساند که هر لحظه امکان شکستنه این بغض های در گلو مانده میرود و جامعه در حاله حاضر انبار باروتی است که هر لحظه امکان دارد با کوچکترین جرقه ای به انفجار برسد…. و اما در آخر وظیفه ی فعالین سیاسی و اپوزیسیون در این شرایط هدفمند کردن این انفجار و مدیریت آن است و کمک به عناصر پیشرو در جهت زدنه جرقه ی اولیه و مدیریت انفجار همچون یک ماشین که با انفجار در محفظه ی احتراق حرکت را ایجاد میکند…..شاد و پیروز باشید..به
امید ایرانی آباد و آزاد
مسعود

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: