پرویز ثابتی همه کاره ساواک چرا هنوز مهم است؟

به گزارش پارسینه، پرویز ثابتی، سخنگوی غیر رسمی ساواک -سازمان اطلاعات و امنیت کشور-  و مرد امنیتی مرموز حکومت شاه، بعد از سی و سه سال سکوت در گفتگو با صدای رسمی دولت آمریکا، به بیان خاطرات خود و دفاع از رژیم شاه و ساواک پرداخت.

روایت مرد مخوف ساواک از فروپاشی رژیم شاه

ثابتی که مدیر امنیت داخلی ساواک  بوده است در مورد نوشتن خاطراتش گفت: خاطراتم را از همان اول انقلاب نوشته ام ولی تاحالا منتشر نکرده ام، مسائل منفی را نگفته بودم که مورد سوءاستفاده جمهوری اسلامی قرار نگیرد و تنش نیروهای مخالف رژیم شاه را زیاد نکند!

ثابتی در مورد ارتباط ساواک و شخص خودش با موساد و سیا گفت: باسیا و موساد در تماس بودیم و ارتباط حرفه ای داشتیم مبادله اطلاعاتی داشتیم و سفر به اسرائیل هم می کردم، ولی رابطه خارج از مسائل اداری با موساد نداشتم!

پرویز ثابتی
پرویز ثابتی در سالهای قبل از انقلاب

ثابتی در این مصاحبه که غیرزنده و به صورت ضبط شده، انجام شده بود و در ضمن تصاویر قدیمی وی هم پخش می‌شد در تحلیلی درباره علل سقوط رژیم شاه گفت: تا سال 55 همه نیروهای مسلح ضد رژیم شاه سرکوب شده بودند اما افرادی که زندان رفته بودند و بیرون آمده بودند دارای تجربه شده بودند.

وی افزود: در این مقطع می خواستند تجربه دوره علی امینی سالهای 1340 را تکرار کنند، یعنی کاری کنند که مخالفان رژیم با فشار خارج روی شاه به صحنه بیایند، ولی این دفعه فرق داشت، من یک گزارشی تهیه کردم و به شاه دادم، در آن گزارش گفتم که آن موقع تهران یک ملیون جمعیت داشت-دهه چهل- و حالا چهار میلیون شده بود، دانشجویان از دو میلیون، ده میلیون شده اند و وضع فرق کرده و  این دفعه اگر این اتفاق بیفتد کار به جاهای غیرقابل کنترل می رسد. شاه از این گزارش عصبانی شد و مرا متهم به جمع کردن سیاهی ها و مشکلات کرد و گفت: هیچ اتفاقی نمی افتد این مال آذر 1355 بود، فکر می کرد همانطور که در دوره کندی توانست بحران را از سر بگذراند، این دفعه هم می تواند.

به گزارش  پارسینه، ثابتی ادامه داد: با موافقت شاه برای بازدید صلیب سرخ از زندان ها، مخالفان به اصطلاح فهمیدند که “دست ما زیر ساطور” است.

این مقام امنیتی رژیم پهلوی درباره درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی و دکتر شریعتی مدعی شد: شاه با جلوگیری از ختم مصطفی خمینی مخالفت کرد و تمام انسجام آخوندها در دوره ختم های مصطفی خمینی بود، ما خیلی از آخوندها خبر داشتیم، یا در زندان بودند یا تبعید، همه شان کنترل شده بودند، در آن زمان ابراهیم یزدی آتش بیار معرکه عجیبی بود و تلاش کرد که از {امام} خمینی، اعلامیه ای بگیرد که ساواک، شریعتی راکشته است و سراین موضوع خیلی تلاش کرد.


پرویز ثابتی، مرد مخوف و بی رحم ساواک در سالهای اخیر

وی مدعی شد: ما در خانه {امام}خمینی هم مامور داشتیم،حتی {امام}خمینی هم معتقد به قتل مصطفی خمینی نبود، اینها را نهضت آزادی درست کرد!

پرویز ثابتی درباره مقاله اهانت آمیز روزنامه اطلاعات به قلم احمد رشیدی مطلق علیه امام خمینی(ره) گفت: مقاله 17 دی به سفارش شخص شاه نوشته شد و این بخاطر عصبانیت شاه از ختم های پی در پی مصطفی خمینی در ایران بود و این چهلم ها را موتلفه و فداییان اسلام به راه انداختند.

ثابتی گفت: در این مقطع ساواک پیشنهای برای ختم کردن جریان انقلاب را داد، ما گفتیم اگر 1500نفر را دستگیر کنیم، کار تمام است، این پیشنهاد را به جمشید آموزگار -نخست وزیر وقت- گفتم، او گفت: اینها را دستگیر کنیم، جواب مجامع بین المللی را چه بدهیم؟ گفتم: جوابش با تو، من باید طبق وظایف ساواک و طبق قانون عمل کنم!

وی در ادامه گفت: وقتی لیست دستگیری ها را پیش شاه بردیم، شاه گفت نهضت آزادی و جبهه ملی چون کمیته حقوق بشر راه انداخته اند و با آمریکایی ها مرتبط هستند، نمی خواهد اینها را  بگیرید، با دستگیری طلاب فیضیه قم هم مخالفت کرد، اما با دستگیری وعاظ افراطی موافقت کرد.

ثابتی گفت: مخالفان قصد داشتند 15 خرداد 57 به مناسبت سالروز پانزده خرداد 42 تظاهرات کنند که ما با دستگیری سیصد نفر از وعاظ طرفدار {امام}خمینی، کاری کردیم که آب از آب تکان نخورد و مخالفان نتوانستند در این روز قدرت خود را به رخ بکشند.

این مقام امنیتی رژیم پهلوی گفت: درست است که ما سه هزار زندان سیاسی داشتیم، اما مسئله بحران رهبری بود، مملکت ما آماده انقلاب نبود و اصلاحات می خواست، من معتقد بودم که اول باید به طرفداران رژیم آزادی بدهیم که حرفهایشان را بزنند تا مخالفان رژیم خلع سلاح بشوند، بعد به مخالفان هم آزادی بدهیم(!)

ثابتی گفت: معتقد بودم باید قدرت را حفظ کرد و بعد آمد دنبال راههای مسالمت آمیز گشت، از روزی که مخالفان فهمیدند که رژیم رفتنی است، همه چیز به سمت فروپاشی رفت، این مال شش ماه آخر حکومت شاه بود. مریضی شاه را که ما خبر نداشتیم، باعث شد که توان تصمیم گیری قاطع نداشته باشد.

به گزارش  پارسینه، وی در مورد شایعه نقش ساواک در قتل جهان پهلوان غلامرضا تختی گفت: این شایعه ای بود، تختی مشکل ناتوانی جنسی و گرفتاری خانوادگی پیدا کرده بود و رفته بود در هتل آتلانتیس، همان سه روزی که آنجا بود به اتفاق کاظم حسیبی از اعضای جبهه ملی در محضر رفته بود برای بچه اش قیم تعیین کرده بود، خوب معلوم بود که می خواهد خودکشی کند، یا مثلا صمد بهرنگی رفته بود ارس شنا کند، شنا بلد نبود و غرق شد ولی گفتند کار ساواک بود، همینطور جلال آل احمد.

ثابتی که به شکنجه های غیرانسانی از جمله ادارار کردن در دهان زندانیان شهرت دارد،گفت: من همیشه با شکنجه مخالف بودم، نه شکنجه کردم و نه بازجویی کرده ام!

وی افزود: در زمان مصدق که الان می گویند سمبل دموکراسی است، در زندان های مصدق شکنجه به شدت برقرار بود!

به گزارش پارسینه، پرویز ثابتی در سال ۱۳۱۵ در سنگسر سمنان و در خانواده ای بهایی به دنیا آمد. او در دانشکده حقوق دانشگاه تهران از ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۷ تحصیل کرد و لیسانس قضایی را اخذ کرد. در بهمن ماه ۱۳۳۷ با معرفی ضرابی (مدیر کل نهم ساواک) به استخدام ساواک درآمد.

او پس از انفلاب ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی به اسرائیل رفت در سال ۱۳۴۵ به ریاست اداره یکم از اداره کل سوم رسید، سال ۱۳۴۹ معاون دوم اداره کل سوم بود و سال ۱۳۵۲ همه کاره و مدیر کل اداره سوم شد و به نسق گیری و بگیر و ببند خو گرفت.

ثابتي از زمره دوستان نزديک هويدا بود و در ملاقات‌هايي که هر چهارشنبه شب با وي داشت اطلاعاتي را در اختيار وي قرار مي داد که بي گمان يکي از ابزار تثبيت و تداوم قدرت هويدا بود. در هر ارزيابي از موقعيت هويدا نام وي به ميان مي آيد زيرا در تمام دوران زندگي روابط نزديک با همکيش خود داشته است.

یکی از گفته های بسیار شایع درمورد ثابتی این است که راننده پرویز ثابتی، در برابر چشمان مردم، مردی را که به همسر ثابتی نگاه کرده بود با شلیک گلوله کشت، این قتل در زمان قدرت ثابتی و سال های  پایانی حکومت شاه، در كفاشی “شارل ژوردن” در خيابان وزرای تهران اتفاق افتاد.


سند ساواک درباره خروج پرویز ثابتی از ایران

ثابتی در اول آبان 1357 و هنگامی که دریافت رژیم شاه رفتنی است، به آمریکا رفت و در فلوریدا ساکن شد. در آمریکا، پرویز ثابتی، نام کوچک خود را به « پیتر»  تغییر داد و همچنان به شرکت خود با عباس در زمینه خرید و فروش زمین و ساختمان سازی در آمریکا و فرانسه ادامه داد. اغلب معاملاتی که ثابتی انجام می دهد  به نام همسر و دو دخترش می باشد و در محضر یکی از بستگانش در آمریکا، به نام هوشنگ ثابتی،  به ثبت می رسد. ثابتی، مالک چند شرکت ساختمانی در آمریکا و اروپا  می باشد.

نکته جالب زندگی ثابتی این است که دختر پرویز ثابتی، “پردیس ثابتی” از دانشمندان ژنتیک آمریکا است، او سومین زنی در تاریخ است که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل (به لاتین: Summa Cum Laude) از مدرسه پزشکی دانشگاه هاروارد آمریکا فارغ التحصیل شده‌است.

2 comments

  • ahmad

    اقای ثابتی مثل همان زمان هیچ‌ابایی ندارد که دروغ واضح بگوید مثلا مدعی است :
    به‌شاه گفته که «.. در سال ۱۳۵۴ تعداد دانشجویان در ایران گویا ۱۰ ملیون نفر است و باین خاطر باید در باز کردن فضای سیاسی احتیاط کند» این در حالیستکه همین امروز هم که علاوه بر دانشگاه ازاد درسر هر کوچه و هر ننه قمری برای خودش یک دکان باسم دانشگاه باز کرده بازهم تعداد دانشچویان ایران بکمتر از ۵ ملیون است . دروغ باین واضحی را چرا میگوید (تبلیغ گوباز وار برای تبرئه کثافت کاری و ضعف عملکرد ساواک) بعید است ثابتی تعداد واقعی دانشجویان در ان سالها را نمیدانسته و سهوا عدد ۱۰ ملیون را پرانده باشد
    ۲ – میگوید در زمان تصدی او شکنجه در ساواک نبوده‌ چون او همیشه با شکنجه مخالف بوده ! اما ادامه دروغ اش شاخدار تر است ، میگوید در زمان مصدق در ساواک شکنجه رایج بوده : اولا ساواک سه سال بعد از خلع و زندانی کردن مصدق تاسیس شده و ثانیا بفرض هم که قبلا هم که‌ منظورش شهربانی بوده و نه ساواک ثابتی که در سال ۱۳۳۷ بعنوان کارمند وارد ساواک شده چطور به اطلاعات شکنجه دسترسی داشته ؟
    اغلب ادعاهای ثابتی برای فرار ازین واقعیت است که خواب بودن و ضعف ساواک در دهه اخر را تماما گردن شاه بیاندازد .

    پاسخ
  • منوچهر برومند

    این عباس که در اینجا نامش را آورده اند ولی فامیلش را سانسور کرده اند عباس ساسانفر است که پدرش حسن وثوق الدوله بود . و بعد که با خانم مهر انگیر فیروز گر ازدواج کرد زرتشتی شد و در اواخر عمر نام خود را از عباس به آبتین تغییر داد. از دوستان و شرکای پرویز ثابتی بود و در ایران یک شرکت بزرگ حمل و نقل نیز داشت . مرحوم دکتر مهدوی از اعضاء سابق جبهه ملی که در اواخر حکومت شاه وزیر بازرگانی شد و دبیر کل حزب رستاخیز شاه و بعد از انقلاب ساکن پاریس بود و چند سال پیش در اثر ابتلاء به سرطان در گذشت میگفت در زمانی که مصدر کار بوده است سه مرتبه ساسانفر از او دعوتی کرده و در هر سه دعوت نفر سوم جمع سه نفری آنها ثابتی بوده است و ثابتی پیشنهاد کرده است که حمل ونقل صادرات و واردات کالاهای دولتی به انحصار شرکت حمل و نقل ساسانفر در آید و مهدوی علی قول خودش می گفت موافقت کرده است و نپذیرفته است .

    پاسخ

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: