پاسخ مجید اسدی به هنرمندان حکومتی فقدان مشروعیت و تردستی هنرورانه

مجید اسدی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر (گوهردشت کرج) پس از نامه ۲۵ تن از به اصطلاح هنرمندان در رابطه با تحریم ها پیامی فرستاد.
آقای اسدی در قسمتی از پیام خود چنین می نویسد: «در مسیر شورش‌ها و عصیان‌ها برای رهایی و آزادی، تمامی پیوندها، مرجع‌ها و صورت‌بندی‌های اجتماعی موجود، قوانین و سنت‌های کهنه و پوسیده فرو می‌ریزند، جریان‌ها و نیروهای فرهنگی و سیاسی میرا از صحنه حذف خواهند شد و مردم، نمایندگان واقعی هنر خویش را رفته رفته با عبور از پروسه‌ای خلاق بازخواهند بافت.»

متن کامل نامه ایشان به شرح زیر است:

فقدان مشروعیت و تردستی هنرورانه!

فقدان مشروعیت، معنای دیگری از زوال هژمونیک و ایدئولوژیک یک ساختار خودکامه و به مثابه آخرین جان‌پناهی است که مواجهه تماما سرکوبگرانه دیکتاتور را با مردم، اجتناب ناپذیر می کند. نشانه های سقوط پی‌درپی این مواضع ایدئولوژیک –استراتژیک را از دیماه ۹۶تا به امروز می توان در روندی تکامل یابنده و در تداوم و تکثیر قیامها و اعتراضات مردم و نیز در متن شعارهای آنان به خوبی مشاهده نمود.
در خلاء وجود اقتدار و مشروعیت رژیم، به طور قانونمند دار و درفش سرکوب که پیش از این در پس پرده تردستی شعبده بازان فرهنگ ارتجاع پنهان بود، بی نقاب و سراسیمه به روی صحنه آورده شد تا فصل الخطاب و منجی وضع موجود گردد!
تشدید و تداوم سرکوب برای پرکردن این خلاء و شکاف،با انگیزه تثبیت و حفظ اوضاع از سوی رژیم و به امید برقراری تعادلی ولو موقت و ناپایدار، بی تردید راه به خلق و ابداع فرهنگ ها و ارزشهای نو از سوی مردم می‌برد، چرا که آلترناتیو ایدئولوژیک و فرهنگی، تنها در کوران مبارزه برای آزادی و نفی و تغییر وضع موجود پدیدار می شود و سرشت و سرنوشتی یکسان و یگانه با آلترناتیو سیاسی دارد. پیکار برای احیاء و تعالی مناسبات و روابط انسانی، شکل و محتوایی تازه از هنر و فرهنگ می آفریند. بر این اساس، بریدن توده های مردم از ارزشها، الگوها و فرهنگ رایج و رسمی حاکم، آن چنانکه «وکیل الدوله»های مجلس از آن تحت عنوان «عدم اعتماد مردم نسبت به حاکمیت» نام می برند و در هراسند، خبر از شکست ایدئولوژیک رژیم می دهد.
و از طرفی رژيم در خلال تسریع فرآیند افول مبانی و مواضع مشروعیت خود؛ پای مقوله ای بنام سلبریتی و طایفه ای از هنرمندان را به میان میکشد تا بسان خندق بلای هژمونی و اقتداری عمل کنند که هر دم آن را از دست رفته می بیند.
قریب به دو هفته از آغار تحریم ها میگذرد اما زلزله زدگان کرمانشاه یکسال است که در سرما و گرما بی سرپناه و آواره اند یا کارگران نیشکر هفت تپه سالهاست که در صدد خلع ید غارتگران مزد؛ کار و کارخانه شان در صف اعتصابند؛ کردستان و خوزستان بر سر دار؛ سیستان و بلوچستان مدفون زیر خاک؛ مادران در سوگ فرزندان؛ معلمان در زندان و کودکان دوره گرد خیابانها؛ آگهی فروش قلب و چشم و کلیه فراوان؛ جنگل ها شوره زار؛ رودخانه ها و دریاچه ها نمک زار…. و همه این ها نتیجه گذشت تنها دو هفته نمی تواند باشد بلکه ماحصل سالها تجاوز و سرکوب است.
از این رو؛ موضع گیری اخیر این کاست بسته هنر رسمی موجود؛ علیرغم ادعای انسان دوستی بی طرفی اش؛ پیوند ارگانیک خود را با دستگاه حاکم به عریانترین شکل نمایان ساخت. از آنجا که این پیوند؛ به اعتبار برخورداری از انحصارات و رانت های ویژه این سالیان در تولید، فروش و نمایش آثار، خصلتا واجد پایه های مادی و طبقاتی است؛ شعله ور شدن قیام ها و اعتراضات، تمامی تعادل ها و تضادهای فرعی پیش رو را در تحلیل نهایی به سمت و به سود بالاترین و اصلی ترین تضاد موجود یعنی همان تضاد میان مردم و حاکمیت؛ بر هم خواهد زد.
فرانتس فانون می گوید؛ اصول مبارزه؛ خود در جریان خود و در فرآیند درونی خویش، وجوه مختلف فرهنگ را توسعه می دهد و جهت های تازه ای را به روی آن می گشاید. پیکار رهایی بخش، اشکال، ارزش ها و حدود سابق فرهنگ ملی را احیا و اعاده می کند. این پیکار که تجدید نظر اساسی در روابط میان انسانها را خواهان است؛ نمی تواند در اشکال و محتویات فرهنگی مردم را دست نخورده به حال خود بگذارد….. ارزش این نوع نبرد در آن است که حداکثر شرایط را برای نشو و نما و ابداع فرهنگی فراهم می آورد.
بدین سان؛ در مسیر شورش ها و عصیان ها برای رهایی و آزادی، تمامی پیوندها، مرجع ها و صورت بندی های اجتماعی موجود، قوانین و سنت های کهنه و پوسیده فرو می ریزند؛ جریانها و نیروهای فرهنگی و سیاسی میرا از صحنه حذف خواهند شد و مردم، نمایندگان واقعی هنر خویش را رفته رفته با عبور از پروسه ای خلاق باز خواهند یافت.

مجید اسدی
زندان گوهردشت
۲۳ آبان ۹۷

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: