هشدار به وقوع یک فاجعه در زندان قرچک

f1.jpg

در پی وضعیت وخیم خانم شکوفه یداللهی، مادر کسری نوری و از بازداشت شدگان اخیر در حوادث حمله به دراویش گنابادی در خیابان پاسداران تهران؛ سحام گزارشی از شرایط این زندانی عقیدتی را منتشر کرده است. زندان قرچک یا زندان قرچک ورامین یکی از زندان‌های ایران است که مخصوص نگهداری زندانیان زن با جرایم عمومی است. این زندان در بیابان‌های حوالی شرق تهران واقع شده که موقعیت جغرافیایی این زندان، شرایط راعملاً برای ملاقات خانواده‌های زندانیان با آن‌ها دشوار می‌سازد. …

 

این گزارش با هدف هشدار به مسئولان امنیتی جهت جلوگیری از وقوع یک تراژدی دیگر در زندان ها تهیه و تدوین شده است.

دسترسی به درمان و داشتن حق دادرسی عادلانه، یکی از بدیهی ترین حقوق اساسی هر فرد بازداشت شده، مطابق قوانین داخلی و بین المللی است که ماموران و نهادهای امنیتی و قضایی، خود از آن با هدف شکنجه بازداشت شدگان، سرپیچی می کنند.

گزارش سحام از وضعیت بازداشت و نگهداری و نیز شرایط جسمی وخیم خانم بداللهی به شرح زیر است:

شکوفه یداللهی فارسی در تاریخ یکم اسفندماه ۱۳۹۶ در خیابان پاسداران بازداشت می شود. در زمان بازداشت نیروی انتظامی و بسیج و نیروهای موسوم به لباس شخصی وی را به شدت مورد ضرب و جرح و شتم قرار می دهند. به گونه ای که وی از ناحیه سمت چپ سر بر اثر بخورد سنگ و یا باتوم به شدت مجروح می شود و شدت این ضربه به حدی بوده که باعث شکافته شدن پیشانی وی می گردد. از دهان و گوش و بینی وی نیز خون می آید. ماموران امنیتی با باتوم تمام بدن وی را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و دنده های او نیز شکسته می شود.

بنا به گزارش سحام، با همین شرایط جسمی وی را به بازداشتگاه شاپور منتقل کرده اند. پس از تحقیقات توسط بازپرس ابتدا دستور آزادی وی و تعداد دیگری از خانم ها صادر می گردد و بازپرس دستور می دهد پس اعزام آنها به بیمارستان و پانسمان زخم ها، آزاد هستند.
پس از سوار شدن به وسیله نقلیه برای انتقال به بیمارستان، مجددا وی را می خواهند و بازپرس از خانم شکوفه یدالهی سوال می کند شما مادر کسری نوری هستید؟

بازپرس اعلام می کند که این آقایان می گویند چون مادر کسری نوری هستید، شما را باید نگهداریم و بدون رعایت قوانین، از دستور آزادی منصرف و برای وی قرار وثیقه صادر می کنند.
خانم یداللهی با ده تن دیگر از زنان و دختران درویش را، با همان وضعیت اسفناک و بغرنج ( سر شکاف برداشته ، سر درد و سر گیجه و درد درناحیه گوش و خونریزی و درد سینه و دنده ها و لباسهای پر از خون ) نیمه های شب تحویل زندان قرچک می دهند و زندان نیز آنها را با همین وضعیت به بندهای انفرادی بدون هیچ امکانات گرمایشی و وسایل مناسب منتقل می کند.

فردای آن روز نام آنان را ثبت و به بهداری منتقل می کنند. متاسفانه حتی سر خانم یداللهی که شکاف عمیق برداشته بوده بخیه نمی شود و پس از اینکه چندین مرتبه اعتراض می کند و حالش بد می شود پزشک بهداری وی را معاینه و تشخیص می دهد که او باید به بیمارستان اعزام گردد.
اما مامورین اعزام، او را مجبور به زدن دستبند و پابند می کنند و وی بعلت برخورد بد مامورین اعزام و استفاده از پابند، از اعزام با این وضعیت خودداری می کند.

خانم یداللهی و دیگر زنان بازداشت شده، با همین وضعیت چندین مرتبه توسط بازپرس و مامورین مورد تحقیق و بازجوئی، تحت فشارهای روحی قرار می گیرند.
نهایتاً بازپرس اتهام وی را اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور اعلام و برای وی قرار وثیقه به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومانی صادر می نماید.

پس از گذشت بیش از ۲۰ روز از بازداشت، با دستور دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی و امنیتی؛ دو تن از وکلا به نام های فریبرز یداللهی و خانم اسکندری موفق به اخذ وکالتنامه از خانم یداللهی و ده نفر دیگر می شوند، اما هر بار که این وکلا برای اعلام وکالت و ضمیمه نمودن آن به پرونده و پی گیری پرونده موکلین به درب دادسرای شهید مقدس اوین مراجعه می نمودند؛ مامورین دادسرا اجازه ورود نمی دادند و اعلام می کردند که بازپرس مربوطه نیست و یا اساسا بازپرس دستور ورود این وکلا را صادر نمی نموده و تا زمان صدور کیفرخواست به این وکلا اجازه داده نشد که وکالتنامه را ضمیمه پرونده کنند و از موکلین خود دفاع نمایند.
همچنین، وکلا و خانواده بازداشت شدگان، بارها با در دست داشتن سند ملکی به درب دادسرا مراجعه و کتباً نیز اعلام می نمودند که وثیقه برای ازادی زندانیان آورده اند اما از پذیرش وثیقه خوددادری می شد.
پس از اتمام سال ۹۶ و بعد از تعطیلات نوروزی و مراجعه خانواده ها و وکلا؛ دادسرا اعلام نمود که کیفرخواست صادر شده و به دادگاه انقلاب ارسال گردیده است. اما مراجعه خانواده به دادگاه انقلاب نیز بی ثمر بود و تا کنون هنوز پرونده ای ثبت نشده و در خصوص قرارهای تأمین نیز هیچ تصمیمی اتخاذ نشده است.

پس از گذشت یک ماه، ۱۱ زندانی زن به بند قرنطینه در یک اتاق منتقل می گردند. شرایط بهداشتی به حدی بود بوده که سرهای آنها شپش می زند و بهر حال در این مدت خانم یداللهی با سردرد و سرگیجه تنها با برخی قرص های مسکن که آن نیز به سختی دریافت می کردند به سر می برد.
وی پس از مدتی متوجه می شود که حس بویایی اش را نیز به طور کامل از دست داده است. درد و سرگیجه روز به روز وضع او را وخیم تر کرده تا اینکه فشار خون او نیز بالا می رود و بعد چندین مرتبه پیگیری، پزشک بهداری متقاعد می شود که وضعیت وی نامساعد است و دستور اعزام به بیمارستان را می نویسد، لیکن می گویند چون امکانات کم داریم باید در نوبت باشید و از طرفی قاضی پرونده شما در حال حاضر مشخص نیست!

همچنان با همین وضعیت وخیم وی را در زندان نگهداری می نمایند و این در حالی است که خانواده وی با مراجعه به چندین پزشک متخصص و شرح احوال خانم یداللهی، همگی پزشکان بالاتفاق اعلام نموده اند که وضعیت وی بسار خطرناک است چرا که با این وصف جمجمه وی آسیب دیده و مغز از جای خود تکان خورده و مایه مغزی دچار آسیب شده و ممکن است در جمجمه و رگ ها خون لخته شده باشد و نیاز فوری و اورژانسی به بستری شدن در بیمارستان تخصصی دارند. اما مراجعه وکیل و خانواده و تقاضای ملاقات با رئیس زندان نیز مورد قبول واقع نشده و حتی رئیس زندان قرچک، نامه وکیل را نیز نمی پذیرد و تاکنون از اعزام و بستری نمودن وی به بیمارستان، خودداری شده است.

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: