نامه زنداني سياسي حسن صادقی بمناسبت «روز جهاني عليه اعدام»

به گزارش حصار،کانون حمایت از فعالان سیاسی و عقیدتی ، «حسن صادقی» ،زندانی سیاسی محبوس در زندان گوهر دشت به مناسبت روز جهانی مبارزه علیه اعدام با انتشار نامه ای از زندان ضمن اشاره به اعدام های رژیم، از آن به عنوان ابزاری برای از میان برداشتن مخالفان رژیم و جنایات صورت گرفته طی 40 سال گذشته توسط رژیم بر علیه مردم و مخالفان خود از جمله خانواده و نزدیکان خود که توسط رژیم بی رحمانه اعدام شدند، نام برد.

“«در آرزوی ایران بدون اعدام»

به روز جهانی لغو اعدام نزدیک میشویم و اعدامها در ایران همچنان ادامه دارد . اعدام ابزاری است که حاکمان جبار از دست زدن به آن ابایی ندارند همچنان که این حکومت اعدام برایش مدال افتخار است چرا که پایه های آن بر روی اعدام و کشتار و جنایت سوار است و از روز اول بقای خود را در این عمل غیر انسانی میدید . این نظام چه انسانهای بی گناهی را که اعدام نکرده است و عجبا که برای آن به خودشان هم نشان افتخار هم میدهند اعدام کودکان و نوجوانان بی گناهی چون فاطمه مصباح ها و عزت مصباح ها در سنین ۱۳ و ۱۵سال از کارنامه این نظام پاک نخواهد شود .

از زمانی که چشم باز کردم دو عمو داشتم: حاج محمد مصباح و عطا حاج محمودیان که همیشه درکنار هم بودیم ، با فاطمه و عزت السادات و محمود و اصغر همبازی بودیم. اسباب بازی ما قلم و کاغذ و کتاب بود، بازی ما خواندن و نوشتن کتابهایی مثل ماهی سیاه کوچولو و یا داستانهای قرآن و امام حسین و امام علی را میخواندیم و هرکس باید آنچه را فهمیده بود میگفت تا پدرانمان امتیاز بدهند . در آن زمان فکرش را نمیکردیم که روزی آموزه های مان از امام حسین و علی (ع ) و …. منجر به زندان افتادن من و فاطمه و عزت شود و در نهایت هم فاطمه ۱۳ساله و عزت پانزده ساله به جوخه اعدام سپرده شوند؛ بی جرم و بی جنایت؛ حتی بدون هیچ محاکمه و دادگاه و قاضی !!! . عزت السادات در ۱۵سالگی و محمود برادر دیگرش در ۱۸سالگی اعدام شوند . بله ماهی سیاه کوچولو خوب مسیری را انتخاب کرده .. اقیانوس آزادی ( این برداشت فاطمه از بازی آنروز ما بود)؛ وقتی جرم و جنایت به اینجا میرسد باید هم خود را در زیر لوای حمایت از کودک یمن پنهان کند . آیا میتوانید بگویید شما با کودکان این سرزمین چه کردید که حالا دم از کودک کشی میزنید ؟ با جوانانی مثل محمد مصباح ها ، تیمورداورها و مسعود خستوها و علی خادمی ها … چه کردید که حالا دم از کشته شدن جوانان فلسطینی میزنید ؟ البته تعجبی ندارد که جلاد پورمحمدی جلوی دوربین بیاید و با بی شرمی بگوید :” اعدام کرده ایم و حق ما بوده!!!”. آخر چه کسی این حق را به تو داده که نوجوانی چون افشین ۱۵ ساله یا مصطفی مثنی ۲۰ساله را اعدام کنی ؟ سال ۱۳۶۱ مرا به زندان قزلحصار بردند، بعدها شنیدم محمود مصباح را که زمان خداحافظی با او پایش شکسته و در گچ بود، کمی بعد از رفتن من همراه برادرش اکبر آقای مصباح اعدام کردند درحالی که درلحظه اعدام دست دردست همدیگر داشتند . يك سال نشده بود که از زندان قزلحصار به زندان اوین منتقل شدم بند آموزشگاه همان سالن شش همان اتاق ۷۸ ولی از ۳۰ نفر یک سال پیش تنها ۵ نفر باقی مانده بودند . احمد ، جبرئیل ، تیمور ، بهروز ، بچه های ۹۰ نفره خزانه، بچه های تیم فوتبال مصطفی مثنی کجا رفتند ؟؟؟

از بغض درگلو و سرهای پایین آنهایی که مانده بودند جواب سوالم را همانجا گرفتم ماشین اعدام رژیم همچنام روشن است و پس از ۴۰ سال هنوز میکشد و میکشدو میکشد. همین چند هفته پیش زانیار و لقمان را از کنارمان بردند و گویی مارهای ضحاک از خون جوانان این سرزمین سیراب نمیشوند . به امید روزی که جهانیان هرگونه رابطه با این حکومت رکورد دار اعدام را مشروط به برچیدن احکام اعدام کنند .

باز آمدم چو عید نو تا قفل زندان بشکنم/ وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او/ گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم

زآغازعهدی کرده ام این جان فدای شه کنم/ بشکسته بادا پشت جان گرعهد و پیمان بشکنم

پاورقي ها: ۱ – اکبرآقای مصباح و اصغر مصباح ، محمود مصباح ، عزت السادات مصباح و فاطمه مصباح همه اینها فرزندان حاج محمد مصباح هستند و اعضاء یک خانواده هستند.

۲ – ۹۰ نفره خزانه، بچه های خزانه تهران بودند که در یک ساختمان دستگیر شده بودند .

۳ – بچه های تیم فوتبال جوانانی بودند که در زمین فوتبال یکجا دستگیر شده بودند .

حسن صادقی

زندان گوهردشت مهر ۱۳۹۷”

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: