نامه‌ای از زندان ….نامه سپیده قُلیان از زندان اهواز

خورشید در سپیدار می‌درخشد …

واژه‌ها نارسایند. نمی‌دانستم چه‌طور و چگونه از زحماتتان قدردانی کنم. دانه لوبیایی از خوراک لوبیای پنج‌شنبه شب‌های انفرادی -بازداشتگاه اطلاعات- در جیب لباسم نگه داشته بودم. دانه پخته شده پس از مدتی خشک شد، به یاد هم طبقه‌ای‌هایم این یادگار را چند روزی در پارچه خیس نگهداری کردم، ناباورانه جوانه زد. دانه جوانه‌زده را در گلدان کوچکم کاشتم، سبز شد. تقدیم به همه‌تان. تابنده باد سرنوشت‌تان …

بهار ۹۸

سپیده/ گلی از سپیدار

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: