مطالعه و ارزش آن

در شرایطی که شب استبداد و ترور افکار و خفقان بر میهن ما خیمه زده و بازار آزادی کشی داغ است.آفریده های هنری خود را که با نجیبانه ترین اندیشه های انسانی همانند صلح و آزادی و عدالت اجتماعی آمیزش سرشتی دارند،بدون وقفه می بایست و باید پیش برد. در آغاز، نیاز به آموختن درباره زندگی ، گیتی، پدیده ها و رویدادها هستیم . گام اول مطالعه است….
کتاب خوب کدام است؟ کتابی که در آن ظریف نگریستن، ظرافت قلم، هنر خوب اندیشیدن و صراحت در کلام باشد، صراحت کلامی که الزاما پرده دری و شکست مرزها نیست بلکه بیان آن قسمت از زندگی است که در اطراف ما وجود دارد ولی بخاطر ملاحظات بر آن چشم و زبان بسته ایم لذا آنان که اهل کتاب باشند بهترین وظیفه خود را انتخاب کتابی می‌دانند که حرفی برای گفتن داشته باشدحرفی که بدون نیازبه پرده دری و هتاکی مناسبات اجتماعی را بشکافد و به عمق فرو رود، زیبایی و زشتی ها را به قلم کشد و همه خوانندگان را به (چرا) وادارد؛

مشخصه ی کتاب خوب آن است که انسان را قدمی به جلو ببرد ودر فراروی او دیدی تازه بگشاید، کتابی که علاوه بر زیبایی در نوشتاری و داستان دارای حرف های تازه باشد که شاید تا چندی قبل هیچیک از ما را مذاقی برای گفتن یا شنیدن آن خوش نمی آمد، وتنها دلیلش هم چشم بستن به اطراف خود و ندیدن نامناسبات و معضلات اجتماعی بوده، کتاب خوب می‌تواند بر جامعه خود و معضلات آن چشم بگشایدو هر آنچه از خوب یا بد است را ببیندو درد را درمان کند،کتاب خوب. باید فرا روی هر یک از ما به عنوان دیدی تازه زاویه ای را باز کند تا شاید اگر مشکل در میان ما نیز وجود دارد حتی اگر بزرگ و حاد نباشدآن را قبل از ریشه دواندن و گستره یافتن درمان کند کتابی که کشش داشته و ما را به تامل وادارد کتابی که با شروع از اولین برگ خود ما را ملزم می‌سازد تا آخرین صفحه آن را ادامه دهیم ، گاهی یک روزنه و کور سوی امید در دستان بی دست و سخنگوی بی زبانی ست تا ما را به اهداف ونگرشی مثبت از زندگی برساند وآن چیزی نیست جز یک کتاب خوب و ارزشمند.

گذشته چراغ راه آینده است ، دانش ، بینش و فهم عمیق معنوی در حول میدان یقین و عملکرد به اینکه شکاف ها را به جای تعمیق ترمیم بایدکرد می تواند زمینه ساز این مطب مهم باشد که راه پیموده را طی کردن خطاست،منشا اینهمه گسستگی از گذشته که مایه گسست علمی و و فرهنگی میان نسلهاست هر چه باشد اهریمنی است ، آیا غرور ماست که گذشتگان را نمی بینیم وخود را از پیشینیان خویش بی نیاز می دانیم ؟ کاهلی و خمود و جمود ماست که راه مطالعه از گذشتگان را بر ما بسته است ؟نادانی ماست که می پنداریم به همه چیز دانا واز همه چیز آگاهیم ؟سادگی ماست که فکر می کنیم هر کاری را می توان رفع رجوع کرد ونیازی به تخصص و تجربه از گذشتگان ندارد؟اگر این جمله را باور داشته باشیم که گذشته چراغ راه آینده است پیش از هر کاری و حتی تشکیل یک مؤسسه سازمان یا شرکتی به مطالعه حوزه ی مربوط به آن دست میزنیم ، پیشینه اش را می کاویم به گفتگو با پیشروان و پیشکسوتان آن می نشینیم و کار را از آنجایی شروع می کنیم که دیگران تمام کرده اند، این یعنی پیشرفت و غیر این یعنی پیمودن راه طی شده ، بهره گیری از تجربه گذشتگان پیرامون مسایل فرهنگی و اقتصادی یکی از راه های گریز از گسست فرهنگی است ، انسان هایی عمیق ودر عین سادگی کسانی که پیشرفت و نوآوری را از آموزگار فطرت پاک خویش آموخته اند گاه سخنانی می گویند که با پیشرفته ترین دستاوردهای دانش امروزی سازگار است ، بهره گیری از نقاط قوت انسان ها و فراهم آوردن زمینه رشد نقاط قوت و مانع شدن از بروز نقاط ضعف و جبران نقاط ضعف انسان ها با نقاط قوت انسان های دیگر یک هماهنگی را بوجود می آورد برای ارتقای سطح فرهنگ و اقتصاد در هر دوره از زمان ،زمانی که انگیزه آگاهی و برنامه ریزی باشد ترس در هر کاری می ریزد و مشکلات بزرگ و پیچیده به اجزایی کوچک و ساده تبدیل می شوند .

نشریه_گیل_رخ صو معه سرا

فریبا نوری

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: