لمپن های اصلاح طلب– ابزار فاشیسم اسلامی نوظهور

دیر زمانیست که بررسی و واکاوی برخی اقدامات سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در چهره سازی سیاسی از مزدوران طیف اصلاح طلب و تلاش برای غالب کردن این طیف از لمپن ها (افرادی که فاقد طبقه و جایگاه اجتماعی میباشند) بعنوان چهره های مخالف حکومت، گویای این واقعیت است که حکومت اسلامی استبدادی فعلی در حال گذر به یک حکومت فاشیستی مذهبی نوظهور میباشد، که در کنار استفاده از نیروی نظامی بعنوان ابزار ارعاب و تهدید، نقش مهمتر و اصلی این سناریو را به بازیگران بازار مکاره خود (اصلاح طلب ها) سپرده است.

با نگاهی کوتاه به بررسی ویژگیهای فاشیسم توسط “آنزه” در کتاب ارزشمند “توتالیتاریسم” مشاهده میکنیم که یکی از ویژگیهای حکومت های فاشیستی، بهره بردن از ابزار تبلیغات فرهنگی بسیار گسترده میباشد که یکی از ماموریت های ویژه آن ناامن جلوه دادن جوامع بیرون از مرزها و اعطای موهبت امنیت در چهارچوب حکومت میباشد، بگونه ای که امنیت ظاهری مورد نظر را مدیون شیوه مدیریتی پیشوا و حکومت قلمداد میکنند، و با این ابزار جنگ روانی، مانع از عبور لایه های مختلف اجتماعی به سوی دموکراسی میشوند که نمونه ای از این تبلیغات گسترده را در ایجاد رعب و وحشت از لیبی و سوریه ای شدن ایران در صورت گذار از جمهوری اسلامی، از جانب رسانه های تبلیغاتی اصلاح طلبان به وضوح میتوان مشاهده کرد. چرا که این طیف حکومتی، گذشته از آنکه دارای ایدوئولوژی مشترک با حاکمیت میباشد، به دلیل دریافتن این نکته که در پسا جمهوری اسلامی، و سیل بازگشت نخبه گان عرصه های مختلف به میهن، کوچکترین جایگاه سیاسی اجتماعی را دارا نخواهند بود، و لذا همواره سعی در عقیم ساختن مبارزات مردمی به نفع حاکمیت کوشیده است، و بی شک مردم ما اظهار نظر نفرت انگیز رهبر اصلاح طلب نما های حکومتی (سید محمد خاتمی) را که اخیرا معترضین را آشوبگر نامیده بود، فراموش نخواهند کرد.

اما در این میان وظیفه مهم دیگری نیز بر عهده رهبران اصلاح طلب نمای حکومتی نهاده شده است که همانا، چهره سازی از افراد فاقد شعور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، بعنوان قشر روشنفکر و زندانیان سیاسی میباشد که از این میان سهم هر یک از جناح حکومتی (اصلاح طلب–اصولگرا) کاملا مشخص است، بگونه ای که جناح اصلاحات با اتخاذ ژست روشنفکرانه تصنعی سعی در نمایاندن خود بعنوان جناحی زاویه دار با حاکمیت مینماید که در این راه دارای هزینه گردیده و زندانیان سیاسی مبارز را متعلق به خود معرفی نماید! و جناح اصولگرا نیز با دریافتن این نکته که بجای جنگ و مجادله با نخبه گان سیاسی و علمی کشور و مطرح ساختن بیش از پیش آنان در جامعه، با بازداشت عده ای لمپن و چهره سازی از آنان بعنوان مبارز، سعی در نشان دادن ماهیت دست پایین مبارزان حکومت مینماید تا هم بتواند ماهیت مخالفان حکومت را پست و فرو مایه نشان داده و هم بعلت تهی بودن این افراد از هرگونه علم و بینش سیاسی-اجتماعی و حتی فرهنگی در بزنگاه های خاص نظیر مناظره های ساختگی، آنها را به راحتی مغلوب ساخته و امتیاز این برد ساختگی را به حساب تمامی احزاب و اپوزسیون های مخالف نظام، ثبت نماید.
از این روی است که با نگاهی کوتاه به ماهیت افرادی که در سالهای گذشته بعنوان زندانیان حامی اصلاح طلبان توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسدارن بازداشت و روانه زندان شده اند بیش از پیش این ادعا را تایید مینماید.
زندانیانی که عمدتا خود را از وابستگان به طیف فکری اصلاح طلب معرفی مینمودند، نه تنها که در نام بردن از چند حزب یا چهره های سیاسی اصلاحات درمانده بودند! حتی در فقدان شعور حداقلی برای آداب و معاشرت در زندگی های دسته جمعی داخل زندان، انگشت نمای گردیده بودند که گاها، مورد سرزنش و توهین زندانیان عادی واقع میشدند که رفتارهایی نظیر رعایت نکردن بهداشت فردی و عدم استفاده از حمام به مدت های طولانی، ایجاد مزاحمت های ناموسی برای همسر و خانواده های دیگر زندانیان در ایام مرخصی! جمع آوری وجوهات نقدی به بهانه ایجاد صندوق کمک به خانواده زندانیان نیازمند و کلاهبرداری از این مبحث! و حتی خوش رقصی و آدم فروشی برای سازمانهای امنیتی در ازای اعطای مرخصی! که بروز فاجعه ۲۸ فروردین ۹۳ و هجوم گارد بازرسی برای کشف موبایل زندانیان بند ۳۵۰ اوین نیز دقیقا در اثر ارائه اطلاعات از سوی یکی از زندانیان طیف اصلاحات بوقوع پیوست و بلافاصله چند روز پس از آن حادثه تلخ، فرد گزارش دهنده به مرخصی طولانی مدت اعزام گردید! همچنین بکار گرفتن زندانیان اجاره ای و پرداخت حقوق ماهیانه به برخی از زندانیان و خانواده هایشان در ازای استفاده ابزاری از آنان از سوی موسسه باران (متعلق به سید محمد خاتمی) و وابستگان به محصورین، نشان از این تحرکات مسموم دارد که نمونه ای از این رسوایی ها را در ارسال وجه نقد عیدی برای چند نفر از
دختران خیابان انقلاب با هدف مصادره آنها در ایام قبل از نوروز ۹۷ مشاهده گردی.

از این روی بوده که زندانیان اجاره ای این طیف مسموم بدلیل نداشتن روحیه مبارزاتی و اصلالت رفتاری، حتی در اعلام و اجرای یک اعتصاب غذا نیز چنان عاجز مینمودند که در خفا به خوردن و آشامیدن مشغول میشدند، و برای آنکه اعتصاب غذای دروغینشان در نزد پزشکان بهداری زندان رو نگردد، دست به دامان قرص های پایین آورنده فشار خون نظیر “لوزارتان” میگشتند، و در رسانه های عریض و طویل حزبی خود چنان به بزرگنمایی مشغول بودند که گویی در باره بابی ساندز بلغور میکنند، اما ظرفیت مشاهده شکوه و عظمت مبارز راستینی چون آرش صادقی را که هم زمان با اعتصاب کننده گان جعلی آنان، چشم جهانیان را به خود معطوف کرده بود را نداشتند و به یاوه گویی مشغول میشدند، چرا که در فقدان شعور و خرد، کارزار مبارزه با استبداد را با میدان مسابقه اشتباه گرفته و در رویای رکورد زنی نگران پیش افتادن آرش قهرمان بودند.

لمپن هایی که با مدد سازمان اطلاعات سپاه تبدیل به زندانیان سیاسی اصلاح طلب گشتند، حتی در ایام پس از حبس پر حاشیه خود نیز که بدلیل فقدان علم و شعور کافی در ارائه یک مقاله علمی و اجتماعی خود را عاجز می یابند، به مجیز گویی در باره افرادی مشغول میشوند که نه از لحاظ علمی و نه از لحاظ سایر آیتم ها نظیر سوابق مبارزاتی، در قد و قواره آنان نمیباشند و شاید هم ماموریت جدیدی را از سوی اربابان و سازمانهای امنیتی حکومت دریافت کرده باشند، که با وجود یبوست مغزی که در این قشر سراغ داریم، به اسهال زبانی نیز دچار گشته و به امر مشکوک تخریب و ایجاد نفاق در بین فعالین مشغول شده اند.

این قشر از لمپن ها که در خدمت کامل حکومت بوده و برای بقای آن می کوشند، سالهاست که در راستای تحقق خواسته های رژیم تمامت خواه که رویای ایجاد هلال شیعی در منطقه و گذار به سمت فاشیسم اسلامی بر پایه تفکر نوصفویسم، را دارد به بازوی فرهنگی اجرای ایوئولوژی شیعیسم نیز بدل گشته اند و در کنار بازوی نظامی این جریان فکری (نیروی قدس سپاه پاسداران) به اجرای ماموریت های محوله مشغول میباشند.

فرهاد سلمانپور ظهیر
دانش آموخته جامعه شناسی سیاسی
پنجم اردیبهشت ماه سال نودوهفت خورشیدی

@khabargar

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: