قیمت دلار و توهم حسن روحانی

f1

در چنین شرایطی اگر حسن روحانی فکر می کند حرفش و وعده دادنش، آرام بخش یا اطمینان بخش است، هم توهم دارد و هم خودزنی می کند. او سقوط کرده است، مثل ریال…

دیروز یک کاربر در توییتر نوشت: «الان لازمه یه آدم نسبتا مقبول از دولت و حاکمیت بیاد به مردم اطمینان بده و بازار رو آروم بکنه وگرنه معلوم نیست تا کجا با این جو بریم جلو» و البته در مقام نتیجه گیری نوشت «ماشاالله اینقدر خوب و موثر تخریب کردن همه ارکان دولت رو که هیچکس با این توصیفات باقی نمونده.»

امروز حسن روحانی آمد همان کار را انجام دهد، یعنی در جریان سفرش به استان خراسان رضوی، در جمع مردم سبزوار به مردم اطمینان داد که مشکلی درباره ارز نداریم و نگران نباشند. این گفته حسن روحانی در شرایطی که مردم با بهت و غم به دلاری که به سوی ۷هزار تومان پیش می رود، چه معنایی دارد و چرا چنین می گوید؟

به نظرم مهم ترین دلیل و ریشه چنین حرف هایی همان است که در خط اول آمد. او خود را «آدم نسبتا مقبول از دولت و حاکمیت» تصور کرده و می خواهد به مردم اطمینان بدهد.

حسن روحانی همین احساس را در جریان اعتراض های دی ماه۹۶ داشت. آن زمان هم فرض این بود که حسن روحانی از سرمایه اجتماعی قابل توجه ای برای تاثیرگذاری در افکار عمومی برخوردار است و می خواهد بیاید اطمینان بخشی و آرام بخشی کند. هدف نهایی این تبلیغ و توصیف ها برای حسن روحانی معلوم است. حامیان دولت می خواهند او را به عنوان یک شخصیت مرجع اجتماعی و سیاسی معرفی کنند. خود حسن روحانی هم از پیش انتخابات ۹۲ که با ژست هایی چون حصر منتظری را من با اجماع حل کردم، به ترسیم چنین شخصیتی علاقه مند است. البته او در نهایت در دی ماه پارسال موفق نشد و خروجی و چکیده حرفش این شد که دست نیروی انتظامی درد نکند که جمع کرد و اگر جمع نکرده بود، مردم این اقلیت را جمع می کردند. «جمع کردن» عبارت دقیقی است برای توصیف اصل شخصیت حسن روحانی که ادعای «حل مشکل» دارد. این ادعا را اما با دو اشاره تاریخی می توان دقیق تر واکاوی کرد:

۱) اکبر هاشمی رفسنجانی اسفند۹۴ گفت «دکتر روحانی یک هفته قبل از انتخابات ۹۲، سه درصد رأی داشت که با حمایت من به بالای ۵۰ درصد رفت.» هاشمی معمولا عادت داشت درباره توانایی و سرمایه خودش اغراق کند ولی در این جمله نشانه های نسبی از این واقعیت وجود دارد که سرمایه اجتماعی حسن روحانی برای ورود به سیاست بسیار اندک بود.

۲) پس از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری۹۶، جمله ای به اشتباه به مرتضی طلایی، عضو شورای شهر نسبت داده شد: «انتخابات در ایران، دیگر انتخابات نیست، بلکه انتصابات سید محمد خاتمی است.» این جمله در درون خود یک خبر داشت؛ همانطور که سرمایه هاشمی در سال۹۲ روحانی را بالا کشید، حمایت خاتمی در سال۹۶ بود که پیروزی روحانی را تضمین کرد. واقعیت این بود که حدفاصل ۹۲ تا ۹۶، تغییر خیلی زیادی در سرمایه اجتماعی شخص حسن روحانی به وجود نیامده بود و حتی تاکتیک موفق حضور اسحاق جهانگیری در مناظره ها هم ناشی از این نگرانی بود. او سرمایه بالا و اعتماد بنفس کافی برای مبارزه تک نفره نداشت. این وضعیت کماکان هم باقی است. سرمایه سیاسی و اجتماعی حسن روحانی یک سرمایه قرضی است. او در سطح کلان، همیشه بدهکار اصلاح طلبان است.

این واقعیت اما به معنای این نیست که او هیچ کاری نکرده است. او در دولت خودش، دو سرمایه جمع کرده بود، یکی تلگرام و دیگری برجام که این را هم بخشی اش را مدیون محمدجواد ظریف است. فیلترشدن تلگرام که به شکل تحقیرآمیزی ناتوانی حسن روحانی را بازتاب داد، بخش مهمی از این سرمایه را زایل کرد و اکنون مانده است برجام که در بدترین شرایط دو سال گذشته اش به سر می برد. بنابراین از این نظر هم حسن روحانی در شیب نزولی سرمایه به سر می برد. برای تکمیل این شیب باید به شخصیت مغرور، اشرافی، خودمحور و تندخوی خودش اشاره کرد که نوعی مدیریت پادگانی را ترجیح می دهد و مانع از ارتباط گیری موثر او با گروه های سیاسی و اجتماعی شده است. عقیم و فشل بودن سابقه دار دستگاه اطلاع رسانی دولت و تسلط کامل چهره های خاص و انزواطلب مثل محمود واعظی هم اندک ارتباط های سیاسی او با سرمایه های انتخاباتی اش را حذف کرده است. این مشکل را هم می توان به عنوان دسر به این سفره شلم شوربا افزود.. در چنین شرایطی اگر حسن روحانی فکر می کند حرفش و وعده دادنش، آرام بخش یا اطمینان بخش است، هم توهم دارد و هم خودزنی می کند. او سقوط کرده است، مثل ریال.

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: