علیرضا گلیپور زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین همچنان با حال وخیم جسمانی در اعتصاب غذا بسر میبرد

وی مبتلا به سرطان ریه و عفونت غدد لنفاوی و صرع است و دچار افت فشار (۹روی۶) و کاهش وزن شدید گشته است. پزشکان زندان اوین گزارش کرده اند که وضعیت او خطرناک است و ممکن است مورد حمله قلبی قرار گیرد
روز گذشته قرار بود این زندانی سیاسی عازم بیمارستان شود اما به دلیل نپوشیدن لباس زندان و دستبند و پابند حاضر به رفتن نشد همبندیان وی در شرح وضعیت جسمانی علیرضا گلیپور و در حمایت از خواسته هایش نامه ای نوشته اند که در پی می آید:

تو از سکوت اگر به خشم میرسی بازهم سکوت کن

به راستی که ما زندانیان سیاسی چون اعضای یک پیکریم و بدیهی است که چو عضوی بدرد آورد این نظام دگر عضو ها را نماند قرار.
ما به جرم بیان حقیقت و روشنگری محکوم به تحمل حبس در زندان اوین شده ایم اما هیچ تهدید و مجازاتی نمیتواند مارا مجاب کند تا چون کبک سر ها را زیر برف کنیم و در برابر جنایت سکوت کنیم دوست و همبندی خوبمان علیرضا گلیپور در یک قدمی مرگ است مطابق نظر پزشکی قانونی مشمول تبصره عدم تحمل کیفر شده و باید آزاد شود تا تحت مراقبت پزشکان قرار گرفته و بهبود یابد علاوه بر آن بیش از پنج سال از مجموع ۱۲ سال محکومیت خویش را تحمل کرده است و میتواند از آزادی مشروط بهره مند گردد اما شوربختانه بازجویان قرارگاه ثارالله و قاضی صلواتی قصد دارند جان علیرضا را بگیرند تا دیگر نوابغ سرزمینمان انگیزه ای برای ماندن نداشته باشند
مرگ و مهاجرت علیرضا ها آنان که بیدارند و تمام زندگیشان را وقف روشنگری هم میهنانشان کرده اند
زادگاهمان را هرلحظه به بیش از پیش ویران تر شدن نزدیک تر میکنند

روی سخنمان با قضاتی است که چنین احکام ناعادلانه و سنگینی را صادر میکنند، آیا میتوانید درک کنید پنج سال محبوس بودن یک انسان متاهل چه عواقبی دارد؟
آیا میفهمید شرمنده شدن مقابل همسر و خانواده ای که سرپرستی جز ما ندارد چه درد هایی بر روح و جانمان به جای میگذارد؟

همانا پنج سال در زندان بودن، محرومیت از شغل و ادامه تحصیل ودرد غیر قابل وصف دوری از خانواده به مانند مرگ قطره چکانی است
او هیچ روزنه امیدی را در مقابلش نمیبیند و حق دارد درخواست دلسوزانش مبنی بر شکستن اعتصاب غذا را رد کند
برای شخصی که جرمی مرتکب نشده است در عوض تحسین برای اعمال و از خودگذشتگی هایش مجرم شناخته شده حتی تحمل یک روز حبس نیز طاقت فرسا است
حال تصور کنید جوانی که از ۲۶ سالگی اش تاکنون که ۳۱ سال دارد را پشت میله های زندان زجر کشیده و در اثر شکنجه ها مبتلا به سرطان شده است چگونه میتواند هفت سال دیگر را در قفس سپری کند

لذا ما همبندی های علیرضا در عوض درخواست از وی مبنی بر شکستن اعتصاب غذا به مطالبات معمول و قانونی اش احترام میگذاریم واگر بزودی به خواسته های او تمکین نشود ما نیز به او خواهیم پیوست و اقدام به اعتصاب غذا خواهیم کرد .

اما تو…
سکوت کن!
سکوت کن از شرم آنکه فریاد تو بود
سکوت کن به یاد آنکه در سپیده جان میسپارد تو از سکوت اگر به خشم میرسی باز هم سکوت کن

images (1)امضا کنندگان: سهیل عربی، علی اکبر اردشیر،بهفر لاله زاری، علیرضا توکلی

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: