زندانی سیاسی ماهر کعبی در سیاهچاله مخوف فراموش شدگان

 

زندانی سیاسی ماهر کعبی دانشجو و فعال مدنی اهل شوش اکنون هشتمین سال حبس و محکومیت خود را در زندان مخوف اردبیل پشت سر می‌گذارد. او و چند تن از زندانیان سیاسی اهل سنت را در بندی جدای از بند زندانیان سیاسی جای دادند.

برای آنها قفسی ساختند که با میله های مشبک از دنیای بیرون منفک می‌شود. تنها روزنه ارتباطی این زندانیان یک تلفن ۵ دقیقه‌ای در روز است که آن هم عموما به بهانه های مختلف قطع می شود. آنها از حقوق حداقلی یک زندانی سیاسی محرومند. البته در نظامی که هنوز هم مقوله زندانی سیاسی را انکار می‌کند این امر چیز غریبی نیست.
اما ماجرای ماهر کعبی چه بود؟ و به چه دلیل این جوان دانشجو و فعال مدنی باید در زندان باشد؟
ماهر کعبی، جوان عرب ساکن شوش یکی از زندانیانی است که پس از اعتراضات و تظاهرات هم‌میهنان عرب به «تغییر بافت جمعیتی استان خوزستان» در سال ۹۰ بازداشت و به حبس در تبعید محکوم شد. وی در دوره بازداشت از طریق بسته شدن به تخت و تحمل ضربات شلاق شکنجه شد و نهایتا او را مجبور کردند تا اعترافات تلویزیونی غیرواقعی برعلیه خود انجام دهد.
ماهر کعبی فرزند رحیم دانشجوی کاردانی رشته عمران، ساکن شهرستان شوش در استان خوزستان با اتهام «عضویت در سازمان آزادیبخش اهواز، و اتهام تحریک شهروندان جهت اقدام علیه نظام (ایفای نقش در تظاهرات ۱۵ آوریل اهواز)» در بند هفت زندان مرکزی اردبیل مشغول تحمل محکومیت ۱۰ سال حبس در تبعید می‌باشد.
یک منبع نزدیک به این خانواد می گوید: “آقای کعبی در بحبوبه انتخابات سال ۹۰ مجلس، فعالیت هایی نظیر تهیه اخبار از نارضایتی ها و اعتراضات در ماه‌های زمستان ۹۰ در استان و دعوت مردم به عدم حضور در پای صندوق های رأی مشخصا در شهرستان شوش می‌نمود. اخبار مهمی در مورد سرکوب معترضان و بازداشت آنها از جمله، بازداشت محمد کعبی و همسر وی خدیجه کعبی که باردار بود و تحت شکنجه، جنینش سقط شده بود تهیه کرد. وی اخبار بسیاری از بازداشت های سطح منطقه را به رسانه ها و نهادهای حقوق بشری می‌رساند.”
ماهر کعبی در تاریخ سه شنبه ۱۸ بهمن سال ۹۰ پیش از مصاحبه با یکی از شبکه های خارجی، توسط نیروهای اداره اطلاعات اهواز بازداشت و به سلول های انفرادی این نهاد منتقل و به مدت سه ماه، تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.
منبع مطلع نزدیک به ماهر کعبی در مورد شکنجه های وی در اداره اطلاعات اهواز می‌گوید:«از جمله شکنجه ها، بستن وی به روی میز در حالی که دستبند و چشم بند داشت بود، در چنین حالتی با شلاق مورد ضرب و شتم قرار می گرفت… او را جلوی چندین بازجو برهنه می کردند، تهدید به مرگ شد، سلولش را عوض کردند و او را به کنار اتاق بازجویی که دیگران را شکنجه میکردند آورده بودند.»
ماهر کعبی پس از ۲۱ روز از زمان بازداشت با تهدید اینکه وضعیتی بدتر از قبل در انتظار توست، برای مصاحبه با شبکه پرس تی وی به مکان دیگری منتقل شد که دو زندانی دیگر نیز با نام های علی بیت عبدالله (در حال حاضر در حالی که مبتلا به سرطان ریه است با محکومیت ۱۵ سال حبس و تبعید در زندان گرگان زندانی است) و احمد دبات (در حال حاضر با محکومیت ۲۲ حبس در تبعید در زندان یزد محبوس است) در آن مکان حضور داشتند. ماهر کعبی را با تهدید مجبور کردند اظهارات غیرواقعی در مقابل دوربین به زبان بیاورد.

ماهر کعبی طی نامه یی به تاریخ ۲۹ مهر ۹۶ به خانم عاصمه جهانگیر گزارشگر فقید حقوق بشر در امور ایران نوشت: «طی این ۶ سال حبس همیشه مورد آزار و اذیت شدید از سوی مقامات و مسئولین زندان قرار گرفته‌ام. این‌جانب موقع دستگیری ۱۹ سال سن داشته و هم‌اکنون که از مرز ۲۵ سال گذشته‌ام تاکنون بیرون از چهاردیواری زندان را ندیده‌ام. ماندن در حبس و در تبعید و دوری از خانواده و دیار خود شیوه‌ی دردناکی است که در این زمان نیز توسط همین رژیم برای زندانیان سیاسی اعمال می‌شود.
این سختی‌ها جدای از من گریبان‌گیر خانواده‌ام نیز شده، به‌غیراز من برادر بزرگ‌ترم نیز به خاطر فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام محکوم به ۱۵ سال تبعید در زندان مرکزی کرمان شده. احمد کعبی، ۲۷ ساله، از بیماری در ستون فقرات رنج می‌برد که متأسفانه به وضعیت اسف‌بارش اصلاً رسیدگی نمی‌شود. احمد هم‌اکنون همانند من ۶ سال می‌باشد که در تبعید است».
ماهر کعبی پس از سه ماه، از بازداشتگاه اداره اطلاعات به زندان شهرستان دزفول منتقل شد و به مدت ۹ ماه از حق تماس تلفنی و ملاقات با نزدیکانش محروم بود. این زندانی همچنین به مدت یکسال و نیم در بند ۳ زندان اردبیل در میان زندانیان معتاد محبوس بود.
وی نهایتا در دادگاهی ۲۰ دقیقه ای و بدون داشتن وکیل، محکوم به ۱۰ سال حبس و تبعید به زندان مرکزی اردبیل شد.
خانواده های زندانیان سیاسی تبعید شده به زندان مرکزی اردبیل، از این زندان با عنوان «سیاهچاله مخوف فراموش شدگان» یاد می کنند. به گفته منابع نزدیک به این خانواده ها، فرزندان زندانی آنها به دلیل داشتن مذهب و قومیت متفاوت، از خدمات پزشکی، قضایی و فرهنگی برابر محروم هستند.

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: