زندانی سیاسی ایوب پرکار ۱۰ سال زندان در سکوت حاکم بر رسانه‌ها

زندانی سیاسی محکوم به ۲۰ سال زندان است. او در دی‌ماه ۱۳۸۷ به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بازداشت و در ۷ آذر ۱۳۸۸ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در دادگاهی غیرعلنی به ریاست قاضی پورعباسی به اعدام محکوم شد.
ایوب پرکار زنداني سياسي ، ۵۵ ساله هوادار مجاهدين و خلبان دوران جنگ ۸ ساله ایران- عراق بود و اکنون دهمین سال دوران ۲۰ سال حبس خود را در «تبعید، بدون مرخصی و امکان ملاقات»، در زندان شیبان اهواز می‌گذراند و از حق مرخصی محروم است.

او در دیماه سال ۱۳۸۷، پس از انتقاداتی به دولت وقت، به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بازداشت و سپس در ۷ آذر ۱۳۸۸ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در دادگاهی غیرعلنی به ریاست قاضی پورعباسی به اعدام محکوم شد. این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر، به ۲۰ سال زندان تبدیل شد.
وکیل این زندانی، بلافاصله پس از صدور و اعلام حکم اولیه اعدام، در گفتگو با رسانه‌ها اعلام کرده بود: «در محاکمه‌ای که در شعبه۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی صورت گرفت، ایشان را به دلیل تلاش مؤثر برای سازمان مجاهدین خلق ایران به اعدام محکوم کردند و محارب شناختند، در حالی که نه عضویت ایشان اثبات شده و نه تلاش مؤثری برای این سازمان انجام داده‌اند.»
وکیل ایوب پرکار همچنین تاکید داشت که موکلش در دادگاه و توسط قاضی مورد «تفتیش عقاید» قرار گرفته و توضیح داده بود: «متأسفانه در جلسه‌ی دادگاه عقاید ایشان مورد سؤال قاضی قرار گرفت.»
به هر حال علیرغم همه ابهامات پرونده و اعتراض وکیل مدافع؛ ایوب پرکار، پس از تایید حکم، از بند ۳۵۰ اوین، به زندان بهبهان منتقل و در میان زندانیانی با جرایم مواد مخدر، نگهداری می‌شد.

این اما پایان رنج‌های ایوب پرکار نبود. این خلبان اخراجی ارتش، در مرداد سال ۹۲، بدون هیچ توضیح و دلیلی، به طور ناگهانی به زندان کارون اهواز منتقل شد و پس از انحلال زندان کارون به زندان شیبان اهواز منتقل گردید.
او در ده سال گذشته از حق مرخصی محروم بوده و از طرفی، خانواده و به ویژه مادر پیر این زندانی نیز، به دلیل مسافت طولانی و کهولت سن در تمام این مدت، قادر به ملاقات وی نبوده است.

زندانی سیاسی ایوب پرکار، نه تنها به خاطر باورهایش محاکمه و محکوم شد بلکه به خاطر همین باورهایش مورد تحریم و بایکوت خبری بسیاری از رسانه های مدعی در داخل کشور قرار گرفت.
بگذارید صدای ایوب باشیم تا روزی که درهای زندانها در ایران گشوده شوند.

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: