در گرامیداشت اوّل ماه مه، روز جهانی کارگر

f1.jpg

موقعیتِ جنبشِ کارگری در سرتاسر جهان، علی‏رغم تعرض افسار گسیختۀ سرمایه، روبه جلوست. اعتصابات و اعتراضات به‏منظور درخواست مطالبات پایه‏ای از صاحبان تولیدی و کارفرمایان، میادین تولیدی – ساختمانی را فرا گرفته است. نمی‏توان جنبش و اعتراضات کارگری را، به‏دلیل استثمار وحشیانه و بی‏رویۀ سرمایه‏داران نادیده گرفت و این جنبش را، به جنبشِ ساکن و یا به جنبشِ غیر پیش‏رو نسبت داد. به این سبب که، همه‏جا کارگران در صف مقدمِ مبارزه و اعتراض‏اند و دارند سرمایه‏داران و کارفرمایان را به اشکال متفاوت به‏چالش می‏کشند. 

در حقیقت ویژه‏گی و منش کارگر، ویژه‏گی و منش اعتراضی، علیۀ بی‏عدالتی‏های حاکم بر میادین استثمار و جامعه است. پیداست که ماهیت و رویۀ سودجویانۀ سرمایه‏داران، اثر بس تعیین کننده و مهمی، در انتخابِ سیاست و رویۀ کارگران دارد. به عبارت روشن‏تر، کارگر مخالف نابرابری‏های اجتماعی، و مخالف پایمال شدن حق و حقوق خود در اثر کار انجام شده است. رعایت و پای‏بندی کار، در ازای دریافتِ دست‏مزد مطلوب و مناسب، نه تنها حق هر کارگر، بلکه فراتر از آن، مستحق دریافتِ ثروتِ برابر، از امکانات و نعمات جامعه است. امّا از آن‏جا که، سرمایه‏داران و استثمارگران و بر خلاف اراجیف و ادعاهای پوچ‏شان، کم‏ترین توجه، و یا کم‏ترین حق و حقوقی برای کارسازان و سازنده‏گان اصلی جوامع‏ی بشری قائل نیستند، کارگر هم بالجبار و بنابه رسالت تاریخی‏اش، سرمایه‏داران و استثمارگران را در عرصه‏های متفاوت مورد بازخواست قرار می‏دهد و خواهان مطالبات به‏حق خود، از مفت‏خواران است.

بر مبنای چنین خواسته‏های به‏حق و به‏جائی‏ست که در این روز – در اوّل ماه مه -، میلیون‏ها کارگر و آن‏هم در اتحادی فراکشوری، به خیابان‏ها سرازیر می‏شوند و بار دیگر، سرمایه‏داران جهانی را به‏مبارزه با نابرابری‏های حاکم بر جامعه فرا می‏خوانند. در اصل و باید گفت که چهرۀ جهان در این روز، شکل دیگری به‏خود می‏گیرد و میلیون‏ها انسانِ کمونیست و آزادی‏خواه، هم‏گام با کارگرانِ سرتاسر جهان، و در صفی واحد به‏میدان می‏آیند و ندای آزادی و رهائی از زیر سلطۀ استثمارگران و سرمایه‏داران را سر می‏دهند. بدین‏ترتیب و خارج از برگزاری و گرامی‏داشت اوّل ماه مه روز جهانی کارگر، و هم‏چنین خارج از به تصویر کشیدن جنایات بی‏شمار حامیان و حافظان سرمایه، طرح این مسائل در مقابل هر عنصر و سازمان مدافع‏ی طبقۀ کارگر قرار می‏گیرد و متعاقباً اشراف داشت که، کارگر بدون طرحِ چشم‏اندازهای روشن‏تر و دقیق‏تر، و بدون پس زدن ناخلاصی‏های کارگری در درون، و بدون حملِ ایده‏های صحیح و هدایت و رهبری کمونیستی، قادر به کسب حقوق پایمال شدۀ خویش نه‏خواهد بُود.

مسلماً موارد فوق، از زمره حقایقی‏ست که این‏روزها جامعۀ کارگری در سرتاسر جهان با آن رودرروست و در ادامه باید دانست، که پاسُخ دُرست به یکایک آن‏ها، فضای اعتراضی و دائمی کارگری را متغییر خواهد ساخت و به‏موازات آن‏، صاحبان تولیدی و دیگر دم و دستگاه‏های سرمایه را، از میادین استثمار و جنایت پس خواهد زد. روشن است‏که دو سوی قضیه، یعنی دلیل عدم هدایت کمونیستی و فقدان پیش‏رفت‏های لازمه از یک‏سو، و هم‏چنین حیات سیاست‏های جنایت‏بار و تعرضات سرمایه‏داران از سوی‏دیگر – و آن‏هم در سرتاسر جهان -، دارد جامعۀ کارگری را از دریافتِ زودهنگامِ خواسته‏های به‏حق‏اش باز می‏دارد. به عبارتِ گویاتر باید گفت که، خواست و تعرض سرمایه‏داران به جامعۀ کارگری بی‏انتهاست؛ رقمِ دستگیری کارگران زیادتر شده است؛ خساراتِ جانی و بدنی به‏مراتب وسیع‏تر و گسترده‏تر شده است؛ اخراج‏ها در ابعادی غیر قابل باور، دامان کارگران سرتاسر جهان را گرفته است؛ ناتوانی در تهیۀ امکانات اولیه، کانونِ زنده‏گی کارگران را به‏مخاطرۀ بیش‏تری انداخته است؛ ناامنی‏های کاری و زمانِ باز پرداخت حقوق‏ها، طولانی و طولانی‏تر شده است و به تبع از آن‏ها، ناباوری به قوانین دست‏نوشتۀ کارفرمایان و سرمایه‏داران هم، بی‏مایه و بی‏مایه‏تر شده است و …. 

خلاصه سیاست‏های ضد کارگری و زیاده‏خواهی‏های سرمایه‏داران و کارفرمایان، کارگران را در شرایطِ بسیار اسف‏باری قرار داده است و در این‏میان مفت‏خواران و سلطه‏گران، با تمام توان در تلاش‏اند، تا بار بُحران دائم‏التزیدشانرا، به گُردۀ کارگران بی‏اندازند؛ بُحرانی که همه‏گیر شده است و در این مابین، همه‏جا کارگران را در شرایط یک‏سانی قرار داده‏اند. ناگفته نه‏ماند که اگر چه، در نوعِ سازمان‏دهی، و در اشکالِ سازمانیِ کارگران و آن‏هم در جوامع‏ی گوناگونِ سرمایه‏داری، از تفاوت‏های چندی برخوردارند، امّا و من‏حیث‏المجموع، باید گفت که اصلاً و ابداً تفاوتِ ماهوی‏ای از هم‏دیگر ندارند. چرا که استثمار و زورگوئی‏ها، بالا کشیدن‏ها و هم‏چنین تعرض به پائین‏ترین حقوق کارگری، یک‏سان است و نظام‏های سرمایه‏داری، به‏دلیل حرص و ولع بی‏انتهای‏شان است‏که زنده‏گی را بر میلیون‏ها کارگر تلخ نموده‏اند.

علی‏رغم چنین وضعیتی، تغییر اوضاع اسف‏بار کارگران ممکن‏پذیر است. چرا که کارگر بنابه ماهیت‏اش، از پتانسیلِ بسیار بالائی برخوردار می‏باشد. سرمایه‏داران هم  کاملاً بر این‏موضوع واقف‏اند که علی‏رغم کار بست زور سازمان‏یافته، و علی‏رغم راه‏اندازی ارگان‏ها و نهادهای دست‏سازشان در میادین تولیدی، قادر به کنترلِ جنبش‏های اعتراضیِ کارگری نیستند. بروز و وجود هزاران اعتصاب، اعتراض، درگیری، و بستن درِ کارخانه‏ها و دیگر اقدامات عملی، موید این نظر است که طبقۀ کارگرِ سرتاسر جهان، حاضر به تسلیم و تن دادن به سیاست‏های استثمارگرایانه و ضد کارگری دولت‏مردان نیست. این طبقۀ پر شور و تغییر دهنده، نیاز به حمایت و پشتی‏بانی عملی دارد؛ نیاز به هم‏راهی دیگر جنبش‏های اعتراضیِ روشن‏فکری – کمونیستی دارد. با این اوصاف وصل حلقه‏های جنبش‏های اعتراضی، از ضرورت‏های دنیای کنونی و هم‏چنین از ضرورت‏های مبرم طبقۀ کارگر سرتاسر جهان است. اجرائی و پیش‏بُردِ صحیحِ این امور، صفحۀ کنونی جامعۀ کارگری را متغییر خواهد ساخت و مانع‏ی تلف شدن و استثمار بیش از پیش کارگران توسط سرمایه‏داران خواهد گردید. بنابر این، در اوّل ماه مه، روز جهانی کارگر، و آن‏هم جدا از بزرگداشت آن، باید بر این امر تاکید نمود که، تنها و تنها، با دخالت‏گری و با سازمان‏دهی جنبش‏های اعتراضی و بویژه جنبش کارگری است‏که می‏توان، جامعه را از شر جانیان بشریت رها ساخت و پرچمِ آزادی، و پرچمِ یگانه طبقۀ تا به آخر انقلابی را در سرتاسر جامعه به اهتزاز در آورد؛ پرچمی که سُخن‏گو و حامی میلیاردها انسان صدمه دیده از مناسبات گندیدۀ سرمایه‏داری‏ست. 

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: