درس های جنبش سبز تا مرز سرنگونی

چرا جنبش سبز با داشتن پتانسیل بالای مبارزاتی و حتا ارتقا به بالاترین شعارهای سیاسی برای برای حذف نظام توتالیتر حکومت جمهوری اسلامی پیش رفت، ولی موفق به سرنگونی آن نشد. 1- رهبری مستقل خارج از حکومتی نداشت. 2- هرچند طبقه متوسط شهری و دانشجویان وزنان ودختران طبقه متوسط شهری به آن پیوستند، اما رهبری ان عملا در دست نیروهای سنتی حکومتی بود که حتا دروغ هم نمی گفتند ودوران خمینی را با ان همه اعدام وکشتار ونابودی احزاب وسازمان های دگر اندیش ، وهزاران پرونده ضد ملی ، از جمله پرونده شروع وادامه بیهوده جنگ با عراق را، دوران طلایی امام می نامیدند. 3- از طبقه کارگر ومحرومان و اعتصاب های هم زمان با اعتراضات، در آن جنبش به شکل سازمان یافته خبری نبود. 4- اعتراضات در سطح اعتراضات ومیتینگ های خیابانی باقی ماند وتغییر تاکتیکی ندادو از ابزار های مختلف استفاده نکرد. 5- جنبش رسانه مستقل وتحت مدیریت رهبری اعتراضیون نداشت. 6- کاندیداهای ریاست جمهوری درون حکومتی بازی می کردند وحاضر نبودند که جنبش به انقلاب فرا بروید ، متاسفانه توده های حاضر در جنبش سبز با دانستن این مطلب حاضر نشدندکه صف مستقل ورهبری غیرحکومتی برای خودشان تعریف کنند. حتا روشنفکرترین انها وهزینه داده ترین های انها که در جنبش حضور علنی داشتند، بر دنباله روی خود غلبه نکردند. .7- توده های معترض مخصوصا جوانها درک سیاسی مستقل نداشتند ودنباله روی رهبران حکومت تراشیده، رفتند. 8- اکثریت نیروهای سازمانده و رهبران منطقه ای جنبش سبز با حکومتیان همکاری می کردند، انها را در زندان ها دیدیم در زندان ها هم برخی از انها از خمینی وجنایت هایش دفاع می کردند. مثل اقای داود سلیمانی نماینده مجلس ششم. . 9- حکومت نگذاشت بین بدنه توده های معترض خشمگین وتوده های کارگران و حاشیه نشینان ومحرومان پیوند برقرار شود. 10- شرکت کننده گان در جنبش برای حرکت های خود هدف مشخص نداشتند. طیف های مختلف با سطح ارزو های مختلف در اعتراضات خیابانی شرکت می کردند. 11- آمادگی پذیرش هزینه برای رسیدن به هدفی والا دربین شرکت کننده گان درجنبش اموزش داده نشده بود. 12- اموزش های درگیری خیابانی و مقاومت مدنی در بین توده های شرکت کننده کار نشده بود. 13 حکومت پول نفت حسابی داشت. و جیبش پر پول بود. و برای سرکوب جنبش ملیاردها دلار خرج کرد. 14- اعتماد به نفسش را که  در هفته اول اعتراض ها یعنی از 25 خرداد تا اول تیراز دست داده بودو  مستاصل شده بود، باز یافت. -10 جنگ روانی را توانست با دستگیری سازماندهندگان حکومتی جنبش وبا نمایش دادگاه های نمایشی واعترافات  سینمایی  انها برنده شود.  جزییات دیگر را به این بررسی می توان اضافه کرد. اما امروز با ان زمان چه تفاوت هایی دارد؟ سطح جنبش تا کجا اوج گرفته ونقش نیروهای دیگر در اعتصابات واعتراضات کنونی چگونه است؟ در طی ماه های گذشته از نظر کیفی وکمی اعتراضات واعتصابات افزایش یافته است. و شرایط به سوی رادیکال شدن می رود. در این شرایط از درس های جنبش سبز چه بهره هایی می توانیم. ببریم. رهبران میدانی در دانشگاه ها، خیابانها، کارخانه ها، ودیگر مراکز کار وتولید از چه استراتژی واز چه تا کتیک هایی می توانند استفاده کنند؟ از اموزش های جنبش های سیویل رزیستانت یا مقاومت مدنی سازمان یافته چگونه می توانیم استفاده کنیم. در مقاله ای دیگر این موارد را به صورت عملی از زیر نظر می گذرانیم. ممکنات روزهای جنبش سبز را با امکانات امروز مقایسه خواهیم کرد و راهکارهای استراتزیک خود وتاکتیک های مورد نیاز و تکنیک های دیگری که به کار می آیند را برسی می کنیم. انقلاب ملی ایران در پیش است، برای پیروزی آن به رهبری طبقه کارگر باید امادگی ذهنی و عینی داشته باشیم.

فراز هایی از درس های انقلاب ملی ایران

خبرگر 27 آذر 1396

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: