بیاد یاران دربند : عباس واحدیان شاهرودی

 

فقط کسانیکه بازداشت و زندانی شدند و در سلولهای انفرادی سرد و بی روح زندگی نمودن می دانند که معنای * دقیقه — روز * یعنی چی !!
فقط آنانند که جنس اضطرابی که بخاطر شنیدن صدای گامهای زندانبان که در سکوت راهرو ، بسوی سلولها می آیند را میشناسند !
فقط زندانی انفرادی کشیده میداند چگونه میشود که صدای چرخ دستی زندانبان مبدل بهمه دلخوشی زندگیت می گردد !
بعد از چند هفته تنهایی صدای آن چرخ دستی موقع تقسیم صبحانه و نهار و شام و یا وعده چای عصر بسان زیباترین نغمه ی خوشایندی که شنیدی در آمده و دیدار چشمان و پیشانی زندانبانی که با ماسک صورتش را پوشانده واز آن دریچه کوچک غذا و یا چای را که می دهد ، همچون دیدن عزیزی که سالها منتظر دیدارش بودی برایت دلپذیر می شود !

در انفرادی همه چیز علیه توست ، حتی ساعتها و زمانی که در بیرون از آنجا آرزوی نگهداشتن و آهسته شدنش را داشتی !
خورشید بهنگام صبح ، گویی روزها طول میکشد تا بالا آمده و بعد هفته ها طول میکشد تا غروب کند حتی در پاییز و زمستان !
آه از شبهای انفرادی … !
شب که میشود نمی دانی بخاطر گذشتن یکروز دیگر باید خوشحال باشی یا ناراحت !
فردا چه میشود ؟
آیا بازجویی های سنگین بازهم ادامه خواهند داشت ؟!
الان ساعت چند است ؟
چقدر از شب گذشته ؟
کاش میشد ماه را ببینم تا در تعقیب حرکتش حدس میزدم چقدر تا طلوع مانده ؟
اصلا از کجا معلوم که این شب به پایان برسد !!؟

دوباره صدای ناله زندانی دیگر در راهرو طنین انداز میشود !
گویا نوجوانی خام از شدت ترس و تنهایی در آستانه قالب تهی کردن است.
مرتب خودش را به در و دیوار می کوبد !
آنانکه نمی توانند خود را با سلولهای انفرادی وفق دهند نهایتا در کمتر از دو هفته یا وادار به همکاری و قبول خواسته های بازجو شده و یا به هذیان گویی می افتند و برای خود همزاد می تراشند !
چه عقلها و سرمایه ها و جوانانی که درین سلولهای بی روح فنا گشتند.
گویی اینجا آخر دنیاست … هیچکس صدایت را نمی شنود !
اینگونه است که گذر دقایق از گذر یکروز سنگین تر میشوند.

حال درین شبهای سرد بهترین یاران ما و آزاده ترین فرزندان این آب و خاک به جرم احقاق حق در چنین سلولهایی بسر می برند !
همه این رنجها بخاطر اینست که اقلیتی مستبد جهت حفظ منافع خود و ادامه غارتگریها و فسادهای شان دستور به خفه کردن صدای هر معترضی دادند.
استبداد چه پدیده عجیبی است !!
گروهی که شاید بیشتر از ۵۰۰ نفر نیستند با چمبره زدن بر سکان حاکمیت ، خون ۸۰ میلیون ایرانی را در شیشه کردند و ما مردم بلطف عده ای مزدور ، شکنجه گر ،زندانبان ، بسیجی و سپاهی و نیروهای امنیتی که قرار بود حافظ منافع ملی و مردم شان باشند ، اسیر این بیداد گشتیم !!!
برادر را با شستشوی مغزی مقابل برادر علم کردند ، و خواهر را واداشتند تا بخاطر جیره و مواجب حکومتی و بنام خدمت به دین و ولی امرشان گیسوان خواهرانش را کشیده و آنانرا برای بردگی ارباب به زور شلاق مطیع سازند !!
ازین روست که استبداد و دیکتاتوری مبدل به پدیده ای پیچیده و شوم میشود.

حال هموطن داغدارم تو بگو که از کدام خواهر و برادر دربندمان برایت بگویم ؟
از محیط زیستی های اسیر در اوین؟
از فعالین مدنی و سیاسی رجایی شهر ؟
از هزاران زندانی عقیدتی اهلسنت در زندانهای زاهدان ،وکیل آباد مشهد ،مرکزی سنندج، قزلحصار ؟
یا بهاییان و دراویش اسیر در فشافویه ؟
از کارگران معترض هفت تپه؟
از معلمان و روزنامه نگاران ؟
از وکلا و حقوقدانان دربند ؟
از زنان حامی برابری جنسیتی ؟
یا از زندانیان اهل قلم و اندیشه و روزنامه نگاران برایت بنویسم ؟!
خدا را شکر که در ایران زندانی عقیدتی و سیاسی نداریم !!!
چون چنین زندانیانی نداریم فهرستی از چند جنایتکار تروریست برایتان تهیه کردم تا با یادآوری نامشان با خویش پیمان ببندیم جهت آزادی آن خوبان بکوشیم !

اساتید و معلمان تروریست :
محمد طاهری ،روح اله مردانی، محمد حبیبی، محمود بهشتی لنگرودی، مهدی فراحی شاندیز محمدعلی زحمتکش، حسین رضایی ، حسن علیجانی،

اعضای کانون نویسندگان صهیونیست:
کیوان باژن، بکتاش آبتین، رضا خندان ،جواد عرفانی ( مزدک )

فعالان مدنی و صنفی و اقلیتهای وابسته به آمریکا :
آرش صادقی، فرهاد میثمی، سهیل عربی، سعید شیرزاد، آتنا دائمی، گلرخ ایرانی، نرگس محمدی، نسرین ستوده، محمد نجفی، ارژنگ داودی، محمد نظری، مجید اسدی، بهنام ابراهیم زاده، اسماعیل بخشی ، علی نجاتی، محمد خنیفر، سپیده قلیان ،محمد مهدوی فر، جعفر عظیم زاده ، پروین محمدی ، شکوفه یداللهی ، سید محسن قائمی علی فرکوش،رضا ملکی،نازنین زاغری و….بیش از ۷ هزار نقطه چین دیگر!!!

بامید رهایی ملت دربند ایران و شکسته شدن میله های این قفس بزرگ✌️

۱۰ بهمن ۹۷

 

 

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: