به جای قطع انگشتانم، کار به من می‌دادید

علیرضا قمی شاندیز، یکی از کارگران از انگشتان دستش می‌گوید که به خاطر سرقت قطع شد، آقای قمی شاندیز می گوید “سال ٧٨ انگشتانم را زدند، ١۵سال پیش، با گیوتین در زندان وکیل‌آباد، به‌خاطر سرقت، آن هم سرقت جزیی آنها را قطع کردند. ما ۴ نفر بودیم که به خاطر ۵ دهنه مغازه که سرقت کردیم، دستور قطع انگشتان‌مان را صادر کردند؛ با ١٠‌سال حبس و ٧۴ ضربه شلاق، از وقتی انگشتانم قطع شد من یک روز خوش نداشتم. دنبال هرویین و اینها نبودم، ولی الان در ۴٠ سالگی، نه زن دارم، نه خانه دارم، هیچی ندارم. ولی همین که سرکار می‌آیم خوب است. چرا از همان موقع یک کاری به من ندادند؟ نمی‌شد جای این‌که انگشتانم را قطع کنند، به من کار بدهند؟”

photo_2018-02-17_20-54-48

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: