بزنگاهِ سرکوبِ خیزش‌های مردمی، نقطهٔ همداستانی جناح‌هایِ حکومتی

روزنامهٔ آرمان، ۱۱ دی‌ماه، مطلبی از صادق زیباکلام دارد که نویسنده در آن معتقد است جرقهٔ ناآرامی‌های اخیر در مشهد به‌وسیلهٔ “جریان تندرو” زده شد. او می‌نویسد: “جریان تندرو مخالف دولت که عصر روز پنجشنبه ۷ دی‌ماه سعی کردند تظاهراتی را در مشهد علیه دولت به‌راه بیندازند؛ هیچ‌گاه فکر نمی‌کردند که تبعات آن این‌چنین گسترده شود. آن‌ها می‌خواستند عده‌ای در مشهد جمع شوند، شعار علیه روحانی و دولتش بدهند و بعد هم این جریان با آب‌وتاب در سطح کشور، فضای مجازی و مطبوعات و رسانه‌های کشور به‌راه بیفتد که مردم از سیاست‌های ناکارآمد و خطای دولت روحانی دیگر به تنگ آمده‌اند و علیه دولت او به خیابان‌ها ریخته‌اند.”

جالب اینکه چند روز پس از این سخنان، او در نامه‌یی خطاب به شمخانی که ناآرامی‌ها را به عربستان نسبت داد، نوشت: “اظهارنظر حضرت‌عالی مبنی بر اینکه ناآرامی‌های اخیر را به عربستان نسبت داده بودید شگفت‌زده‌ام نمود. … در این ۴۰ سال هر تظاهرات اعتراضی در ایران کار دشمن بوده است!… معترضان از اصلاح‌طلبان نومید و از روحانی و وعده‌های توخالی‌اش منزجر شده‌اند” [بهار نیوز،۱۳ دی‌ماه]. موضع‌گیری‌های فرصت‌طلبانه  زیباکلام در عرض چند روز نشان از عمق خیزشی دارد که در آلام زحمتکش‌ترین مردم میهن‌مان ریشه دارد.

روزنامه ایران، ۱۰ دی‌ماه، به‌نقل از عباس عبدی، نوشت: “اعتراضاتی از این نوع که نه مطالبهٔ مشخصی دارد، نه سازمان‌دهی رسمی دارد، نه سخنگو و برپاکنندهٔ شناخته‌شده‌ای دارد، یا به‌سرعت تمام می‌شود یا به‌ناچار سیاسی و فراگیر و رادیکال می‌گردد. … این اعتراضات ماهیتی ندارند که برخی از سیاسیون منتقد بتوانند آن را مال خود کنند… بنابر این اعتراضات اخیر یا آنچه در آینده رخ دهد، جز استهلاک بیشتر سرمایهٔ اجتماعی و از میان بردن نظم و آرامش نتیجه دیگری ندارد.” عبدی در گفت‌وگو با روزنامهٔ  اعتماد، ۱۱ دی‌ماه، نیز گفت: “شاید بسیاری از افرادی که در این اتفاقات شرکت کردند، ناآگاه یا عصبانی باشند. آنان هم محصول عملکرد ما و حکومت هستند، ولی این واقعیت نیز مسئولیت ما را بیشتر می‌کند که در برابر هرگونه تخریبی که ثبات و امنیت ایران و بقای تمدن ایرانی را نشانه می‌رود واکنش نشان دهیم.”

افرادی همچون محمدرضا خاتمی، عباس عبدی و صادق زیباکلام از زمره افراد مشخصی‌اند که در طول پنج سال گذشته با تمام قوا از دولت روحانی حمایت کردند و هم‌اکنون بدون توجه به سیاست مخربی که از سوی دولت او به مردم زحمتکش تحمیل شده است، بر ضد مردم جبهه‌گیری می‌کنند. این نحلهٔ فکری درحالی مردم را از لیبیایی شدن و سوریه‌ای شدن ایران می‌ترساند که فراموش می‌کند اتفاقاً در پیش گرفتن سیاست‌هایی مشابه سیاست‌های دولت روحانی زمینه‌های این وضعیت را در آن کشورها فراهم آورد.

هادی خانیکی، از چهره‌های اصلاح‌طلب، هم نوشت: “مهم‌ترین ضرورتی که پیشِ روی همه نیروها و جریان‌های سیاسی، نخبگان و فعالان مدنی و همه گروه‌ها و قشرهای اجتماعی است، این است که نگذارند مرزهای میان مسائل جدی مردم و انتقادات و اعتراض‌های به‌حق و مدنی و قانونی جامعه با اراده‌های داخلی و خارجی که میل به آشوب و آشفتگی و حربه‌ها دارند، مخدوش شود. امروز روز تفاهم و توافق بر سر مقابله با خشونت و افراطی‌گری و روز دفاع از دستاوردهای آزادی و دموکراسی در برابر همه تلاش‌هایی است که می‌خواهند از آرامش، امنیت و ثبات ایران انتقام بگیرند و راه دشوار اما خوش‌فرجام مردم‌سالاری را مسدود کنند.”

مشخص نیست این “دستاوردهای آزادی و دمکراسی”ای که او از آن صحبت و دفاع می‌کند چه واقعیت و مصداق عینی‌ای دارد، اما آن چیزی را که او “آرامش” و “امنیت” نام‌ می‌گذارد، جز فساد و چپاول مقام‌های حکومتی و فقر و شوربختی زحمتکشان چیزی دیگری نبوده است.

اشرف بروجردی، یکی از چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلب، نیز نوشت: “آنچه در خلال اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف کشور اتفاق افتاده است، برگرفته از ارادهٔ قلبی مردم نیست و به‌نظر نمی‌رسد آن‌ها عزمی برای تقابل با حاکمیت داشته باشند اگرچه قابل‌انکار نیست که انتقادها و اعتراضاتی هم دارند و حالا به‌هر دلیلی شکل این اعتراض در قالب حضور در خیابان تجلی یافته است.”

ما برخلاف اشرف بروجردی عمیقاً اعتقاد داریم که اتفاقاً این اعتراض‌ها “برگرفته از ارادهٔ” مصمم مردم است و دقیقاً در تقابل با کل حاکمیت فاسد و جنایت‌کار است که تمامی جناح‌های حکومتی را در بر می‌گیرد.

محمدکاظم انبارلویی، از اعضای هیئت موتلفه، در سرمقاله ۱۱ دی‌ماه روزنامه رسالت، با لحنی خشن و سرکوبگرانه نوشت: “جنس اغتشاش از نوع ناآرامی‌های سال ۸۸ است. آن روز بهانه٬ تقلب٬ بود، امروز بهانه٬ گرانی٬ و ٬تورم٬! اصلاح‌طلبان٬ بدخیم٬ خارج کشور هم‌پیمان با منافقین در این ناآرامی‌ها نقش دارند. اصلاح‌طلبان٬ خوش‌خیم٬ متحد با دولت برای فقط حیثیت‌شان باید فاصله خود را با این تبهکاری‌ها و تبری جدی از آن، صریح اعلام نمایند. … مقامات قضایی و امنیتی برای روشنگری این پدیده باید شماری از دستگیرشدگان را به قاب سیما بیاورند و پایگاه اجتماعی و اقتصادی آن‌ها را برای مردم فاش کنند.”

حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان، ۱۱ دی‌ماه، نوشت: “این نکته به‌آسانی قابل‌درک است که تا کنون صبر و خویشتن‌داری ملت تنها به‌این علت بوده است که سره از ناسره شناخته شود و کاسه‌لیس‌های اسرائیل از افرادی که با فریب اعتراض معیشتی به میان آن‌ها رفته بودند از یکدیگر تفکیک شوند ولی کاسه‌لیس‌های اسرائیل این صبر و خویشتن‌داری را به‌حساب دیگری نوشته و در این طمع خام افتادند که همچنان به آنان اجازه تاخت‌وتاز در جاده‌ای یک‌طرفه و بدون مانع داده خواهد شد! غافل از اینکه برای جارو کردن این جرثومه‌های فساد و تباهی و پیاده‌نظام مفلوکی که به نیابت از دشمنان ملت به خیابان آمده‌اند فقط یک٬ یا حیدر٬ بسیجیان کافی است.”

خبرگزاری تسنیم،۱۱ دی‌ماه، نیز نوشت: “وی [یعنی محمود صادقی، نماینده مجلس] با تأکید بر اینکه در صورتی که روند این اغتشاشات ادامه یابد باید همه مردم، احزاب و جریان‌های سیاسی با حضور خود جلوی اغتشاشگران را بگیرند، گفت: ٬تمامی احزاب و جریانات سیاسی باید به روی منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی وفاق داشته باشند و کمک کنند تا این اعتراضات مدیریت شود تا خروجی آن به‌نفع منافع ملی کشور باشد٬.”

گفته‌های چهره‌های وابسته به جناح موسوم به اصلاح‌طلب و اصولگرا بار دیگر نشان داد که در بزنگاه‌های سیاسی، همراه با توجیه‌های نامفهوم و گنگ و هراس‌افکنی، آن چیزی که باید در اولویت قرار بگیرد همان “حفظِ نظام” است. آنان توده‌ها را توجیه می‌کنند تا دریابند که تنها گزینه، ادامهٔ همین وضعیت خواهد بود، یعنی ادامهٔ فقر و بیکاری آنان در مسیر منا‌فع چپاولگران و سرکوبگران.

آگهی‌ها

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: