ایران سازان 1705 ته مانده اموال خود را اتش میزند و پس از آن نوبت غارتگران خواهد بود

ایران سازان :در شهر مریوان دستفروش خسته از روزگار تمام قرض وقوله ها ودارایی خود را کرده است مشتی لباس ، شاید بفروشد وسودی نا چیز ببرد. شاید شب دست خالی به خانه نرود. اما ماموران حکومتی که گویا حکومت به انها درستور داده است ، به هرقیمت که می توانید مردم را سرکوب ونا امید وخسته کنید به او حمله کرده واجازه بساط کردن به او نمی دهند. پس چاره ای برای دستفروش چاره ای باقی نمی ماند ف اخرین دریچه به امید وتهیه معیشت زندگی را خودش به اتش می کشد. دیگر چیزی نیست که او را دلخوش کندیا فریب دهد. دیگر به جز زنجیرهای پنهانش چیزی برای از دست دادن ندارد. پس از این مرحله نوبت غارتگران حکومتی خواهد بود. خشمی چون زاگرس در پشت این شعله های اتش زبانه می کشد. باشیم وببینیم.

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: