اعتصاب مهار ناپذیر نیشکر هفت تپه ادامه دارد.

اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه وارد پنجمین روز خود شد

تا کنون کارگران توانسته اند تنها حقوق مرداد را دریافت کنند اما دیگر مطالبات کارگران پرداخت نشده است.

بر اساس  وعده های مدیریت، قرار است که هر پانزده روز یک بار دستمزد های عقب افتاده به حساب کارگران واریز شود اما کارگران همچنان در اعتصاب هستند.

 دیروز سه شنبه مورخ 21/9/96 پنج تن از نماینده گان کارگران با مسئولین شهرستان شوش ملاقات داشتند.

در این ملاقات کارگران خواستار تضمین از طرف مسئولین شهرستان نسبت به پرداخت دیگر دستمزدهای عقب افتاده کارگران شدند. در این جلسه فرماندار شوش ، رئیس دادگستری ،نماینده اداره اطلاعات ، فرمانده نیروی انتظامی ورئیس اداره کار حضور داشتند.

طبق روال روز های گذشته تمامی بخشهای کارگری شرکت، در تجمع  و اعتصاب امروز چهارشنبه حضور داشته اند. این قسمت ها شامل اداره کارخانه، تجهیزات مکانیکی ،کشاورزی ، مهندسی ،ترابری و اداره تدارکات  می باشد که در اعتصاب حضور فعال داشته و دارند.

درضمن بیش از هزار نفر از کارگران در  اعتصاب امروز چهارشنبه 22 آذرماه شرکت داشته اند.

سخن سندیکا با کارگران:

هم زنجیران

همانطور که بار ها یاد اوری شده ایم  عامل تمامی این بدبختی ها و مشکلات برای  ما کارگران و تمامی زحمتکشان  و مزد بگیران، حاکمیت نظام سرمایه‌داری  است. ما چاره ای نداریم جز اینکه در مقابل  نظام  سرمایه‌داری  و تمامی ایادی آنها متحد و متشکل شویم. ما باید  بتوانیم با دیگر کارگران در هر کجای  ایران هستند ارتباط بگیریم. ما زمانی پیروز خواهیم شد که نیروی طبقاتی ما در بعد سراسری به حرکت در آید. با  نیروی متشکل و متحد و پیوند طبقاتی ما کارگران است که می شود در مقابل بی حقوقی ها ، نابرابری ها و تبعیض ها ایستادگی کرد و پیش شرط رهایی ما کارگران از فقر و فلاکت و استثمار ، متشکل شدن و یک صدا شدن و داشتن تشکیلات است. سرمایه داران در تمامی زمینه ها متشکل هستند و از تمامی امکانات و ظرفیت ها برای سرکوب ما استفاده می کنند و سعی دارند به اشکال گوناگون مبارزه ما را به  انحراف و به  شکست بکشانند ،پس اتحاد و همبستگی و پیوند کارگری پیش شرط پیروزی ما کارگران در مقابل توحش نظام  سرمایه داری است . متحد شویم و صدا خود را با دیگر کارگران معترض، با کارگران بیکار و شاغل،با بازنشستگان و معلمان با مالباختگان و تمامی زحمتکشان  یکی کنیم. مبارزه ضد سرمایه داری باید سراسری و متشکل شود ، باید این پیوند را ایجاد کرد.

زنده  باد پیوند کارگران بر علیه نظام سرمایه داری

سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه

22 آذر ماه 1396

در پنجمین روز اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، مدیر عامل کارخانه با اعتراض آنان و با بهانه ای واهی مجبور به ترک کارخانه شد

امروز 22 آذر ماه 96 در پنجمین روز اعتصاب متحدانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، امید اسد بیگی سهامدار اصلی و مدیر عامل شرکت در ادامه عوامفریبی های خود برای وادار کردن کارگران به کار  با شکم گرسنه و بدون دریافت دستمزد های معوقه، با همراهی و اسکورت نیروهای انتظامی و امنیتی وارد کارخانه شد و با حضور در تجمع کارگران تلاش کرد آنان را وادار به شکستن اعتصاب کند اما با عکس العمل اعتراضی و خشمگینانه کارگران مواجه و در حالی که دچار استیصال در برابر استدلالهای محکم کارگران شده و به اتفاق همراهانش  در معرض حمله های کارگران قرار گرفته بود مجبور به ترک کارخانه شد.

بنا بر گزارشهای ارسالی کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به اتحادیه آزاد کارگران ایران، پیش از ورد اسد بیگی به محل شرکت، عوامل او در حرکت عوافریبانه دیگری اقدام به توزیع فیشهای حقوقی شهریور ماه در میان کارگران کرده بودند که این امر باعث خشم بیشتر آنان و حمله کارگران به اتاق دوربینهای مدار بسته و تخریب آن شد. این مرکز دوربین از زمان بدست گیری شرکت توسط کارفرما با هدف کنترل کارگران ایجاد و در همه قسمتهای کارخانه اقدام به دوربین گذاری  شده بودند. همچنین امروز کارگران خشمگین کارخانه در اقدام اعتراضی دیگری اقدام به اخراج یکی از روسای قسمتهای شرکت کردند و قبل از ورود اسد بیگی با قاطعیت مانع ورود خبرنگار خبرگزاری رسمی صدای خوزستان به شرکت شدند.

کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، اعتصاب روزهای گذشته خود را یکی از متحدانه ترین اعتصاباتی میدانند که تاکنون در این شرکت بوقوع پیوسته است و اعلام کرده اند تا رسیدن به خواستهایشان حاضر به پایان دادن به اعتصاب و اعتراضات شان نیستند.  

کارگران شرکت نیشکر هفت تپه بدنبال 5 روز اعتصاب و اعتراض، علاوه بر خواست پرداخت همه مطالبات معوقه خود، حل مشکلات بازنشستگان و واریز حق بیمه هایشان به حساب صندوق سازمان تامین اجتماعی، مصرانه خواهان بازگشت شرکت به بخش دولتی و آزادی فعالیت “سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه” در محیط شرکت هستند.

بنا بر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، دقایقی پیش(ساعت شش) تعدادی از نماینده های کارگران برای شرکت در جلسه ای در شورای تامین شهر با حضور اعضای این شورا و کارفرما، عازم فرمانداری شوش شدند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران –  22 آذر ماه 1396

علیرغم فشارها و تلاشهای تفرقه افکنانه کارفرما، اعتصاب متحدانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه ادامه دارد

بنا بر گزارشهای ارسالی از سوی کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعتصاب متحدانه کارگران این شرکت، علیرغم تلاشهایی که دیشب سهامدار اصلی و مدیر عامل کارخانه امید اسد بیگی بکار بست، امروز وارد پنجمین روز خود شد و کارگران دست به تجمع مقابل مدیریت کشاورزی زدند.

بنا بر این گزارش، اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در حالی پنجمین روز خود را طی میکند که دیشب امید اسد بیگی سهامدار اصلی و مدیر عامل کارخانه ساعت 8 شب با همراهی تعدادی از نیروهای انتظامی وارد کارخانه شد و با حضور در قسمت کوره بخار تلاش کرد با روشن کردن آن، اعتصاب کارگران را در هم بشکند اما با مقاومت آنان مواجه شد. سپس نامبرده با ملاقات با کارگران شیفت عصر و شب با بکار بردن الفاظی از قبیل ” شما سربازان من هستید و جلوی نقاب داران باید ایستادگی کنید” تلاش کرد با ایجاد دو دستگی در میان کارگران، اعتصاب را آنان را در هم بشکند.

لازم به یادآوری اغلب کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه حین تجمعات، بستن جاده و حمله به مدیران شرکت، برای جلوگیری از شناسائی و اخراج  نقاب بر صورت میکشند.

همچنین کارفرمای شرکت نیشکر هفت تپه برای ایجاد ابهام و در هم شکستن اعتصاب، از ساعت 7 صبح امروز اقدام به توزیع فیشهای حقوقی شهریور ماه در میان کارگران کرد اما با شعارهای مرگ بر کریم پور و مرگ بر آصفی (از مدیران کارخانه) آنان و  تجمع اعتراضی شان در محوطه ساختمان مدیریت مواجه شد

بنا بر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، مامورین انتظامی با حضور در میان کارگران در  محل درب ورودی محوطه صنعتی تلاش میکنند تا رضایت آنان را برای برگزاری جلسه مشترک شخص مدیر عامل اسد بیگی، نماینده اداره اطلاعات و دیگر مسئولین محلی با نماینده های کارگران جلب کنند. اما کارگران میگویند این جلسه باید در محوطه درب ورودی محوطه صنعتی و با حضور همه کارگران و بطور علنی برگزار شود.

بنا بر این خبر، همچنین نیروی انتظامی تلاش کرد تا کارگران تجمع کننده چفیه های خود را از روی صورتهایشان بردارند اما با مخالفت متحدانه کارگران مواجه شدند.

گزارش تکمیلی اعتصاب و اعتراض امروز کارگران شرکت نیشکر هفت تپه متعاقبا از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران منتشر خواهد شد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 22 آذر ماه 1396

گزارشی از اعتصاب كارگران شركت نيشكر هفت ‌تپه

 خانم! آقا! من مرده‌ام. نگاه نكن كه دارم حرف مي‌زنم.» در ميان جمعيتي كه از خوف دوربين‌هاي مداربسته محوطه كارخانه نيشكر هفت‌تپه، چهره‌هاي‌شان را با چفيه بسته‌اند، مرد 50 ساله با صورت باز و صداي بلند مي‌گويد كه مرده است، هم او و هم كساني كه فقط چشم‌هاي‌شان پيداست در انتظار 5 ماه حقوق معوق مانده‌اند. انتظار حالا با خشم همراه شده، انتظار خودش را به مزارع وسيع نيشكر رسانده و آن را از جمعيت ني‌بُران خالي كرده، ماشين‌هاي حمل بار را خوابانده و كارخانه را به تعطيلي كشانده.

در هفت‌تپه، حوالي شهر شوش در استان خوزستان، همه‌چيز با «شِكر» شروع و تمام مي‌شود. شكر براي مردان منطقه يعني كار، براي خانواده‌ها يعني نان و حالا در تجمع كارگران دست از كار كشيده يعني حق زندگي. براي جمعيتي كه در روستاها و شهرهاي حوالي شركت نيشكر هفت‌تپه زندگي مي‌كنند، زمين‌ها و كارخانه مساوي كلمه اقتصاد است، از هر خانواده دست كم يك نفر كارگر همين‌جاست و همين شده كه عقب افتادن حقوق‌ها، تمامي جمعيت شهري و روستايي را درگير خودش كرده. روز‌هاي يكشنبه و دوشنبه، يعني روز دوم و سوم تجمع، خبرنگاران به ميان كارگران معترض رفتند تا داستان شكر را از نزديك دنبال كند. در پس چهره‌هاي پوشيده در چفيه، كارگران ساده‌اي هستند كه مي‌گفتند: «هشت سال خوزستان نگذاشت كه پاي دشمن به تهران برسد، حالا شما از تهران آمده‌ايد صداي خوزستان شويد.»

 قبل از اينكه به كارخانه برسيم رابط‌هاي خبري‌‌مان در بين كارگران هشدار داده بودند به جمع معترضان وارد نشويم. مي‌گفتند كارگران آنقدر بدبين‌ هستند كه هر آدم غريبه‌اي را به چشم جاسوس و «آدم‌كارفرما» مي‌بينند. مي‌گفتند چنان عصباني‌اند كه به شما فرصت حرف زدن نمي‌دهند. پيشنهادشان اين بود كه تجمع كارگران را از دور تماشا كنيم و بعد كه پراكنده شدند به صورت فردي سراغ‌شان برويم. اين رابط‌هاي خبري، گروه ما را مهمان خود مي‌دانستند و نگران بي‌احترامي به ما بودند. اوضاع به اين بدي‌ها كه گفته بودند پيش نرفت. ده دقيقه بعد از رسيدن به كارخانه، تا به خودمان آمديم بالاي سكويي ايستاده بوديم و حدود سيصد كارگر دورمان حلقه زده بودند.

روز اول:

ماجرا اين‌طور شروع شد كه ساعت نه و نيم صبح روز يكشنبه 19 آذر؛ در دومين روز متوالي از دور جديد اعتراضات صنفي كارگران مجتمع كشت‌وصنعت هفت‌تپه، ما دورتر از در اصلي كارخانه ايستاده بوديم و تجمع كارگران كه تازه در حال شكل‌گيري بود را تماشا مي‌كرديم. پنج- شش زن كه صورت‌هاي‌شان را با روسري پوشانده بودند در مقابل در ورودي كارخانه جمع شده بودند و با صداي بلند با كارگراني كه قصد ورود به كارخانه را داشتند حرف مي‌زدند. با احتياط، كمي‌نزديك‌تر شديم و چند كلمه اول كه بين‌مان رد و بدل شد، ناگهان در وسط حلقه‌هايي متراكم از ده‌ها كارگر قرار گرفتيم. كنجكاو بودند بدانند از كجا و براي چه كاري آمده‌ايم. كارت‌هاي خبرنگاري‌مان را ديدند و شروع به حرف زدن كردند. تازه از راه رسيده بوديم و حجم اطلاعاتي كه از حلقه‌هاي مختلفي كه دورمان شكل گرفته بود چنان زياد بود كه گيج شده بوديم كه كارگران براي ورود زني راه باز كردند. اصرار داشتند كه با او حرف بزنيم. زني چادري در آخرين سال‌هاي جواني، با صورتي كه با ماسك پزشكي پوشانده بود حرف‌هايش را اينطور شروع كرد:

«من بيمار سرطاني‌ام. شوهرم پنج ماه است حقوق نگرفته‌. پول داروهاي شيمي درماني‌ام را با بدبختي جور مي‌كنم. پول دستي از اين آن مي‌گيريم. همسايه‌ها پول مي‌گذارند روي هم. شوهر من در مجموع 15 ميليون تومان از كارخانه طلبكار است. صداي‌مان به هيچ جا نمي‌رسد. خيلي‌ها را خريده‌اند. به مدير كارخانه گفتم سرطاني‌ام، اين هم پرونده پزشكي‌ام. پول شيمي درماني ندارم. مي‌گويد برو وام بگير. چه وامي بگيرم؟ منكه نمي‌توانم خرج نانم را بدهم چطور قسط بدهم؟ كي به من وام مي‌دهد. بانك‌هاي اينجا ضمانت كارگران هفت‌تپه را قبول نمي‌كنند. بيمه‌مان چند ماه است قطع شده. ماه پيش داروهاي شيمي درماني‌ام را آزاد گرفتم. بالاي يك ميليون تومان. هفته ديگر، 28 آذر شيمي‌درماني دارم. باز نمي‌دانم چه‌كار كنم. ما عضو صندوق بيمه تكميلي كارخانه هستيم. يك سال است مطالبات كارگران از بيمه تكميلي پرداخت نشده. بيمه تامين اجتماعي هم پنج ماه است قطع شده. من با چه اميدي درمانم را ادامه بدهم؟ چرا بايد انقدر فلاكت بكشم؟ بابت چي؟»

در زماني كه اين زن حرف مي‌زد، ما بيرون از كارخانه ايستاده بوديم و زمزمه‌هايي درباره خبردار شدن ساير كارگران و قصدشان براي خروج از كارخانه و پيوستن به ما در فضا پيچيده بود. خروج كارگران معترض از كارخانه به نفع هيچ‌كدام‌مان نبود. يكي از سردسته‌هاي كارگري به آنها پيام فرستاد كه از كارخانه خارج نشوند. هرچند چند نفر از ماموران حراست كارخانه مخالف حضور ما بودند و با لحن‌هاي متنوع سعي داشتند ما را از ورود منصرف كنند، با حلقه‌اي كه كارگران دور گروه ما تشكيل دادند وارد شديم. جمعيت ما را به سمت سكويي در گوشه‌اي از حياط پهناور كارخانه هدايت كردند. ما براي شنيدن صداي كارگران بالاي سكو قرار گرفتيم و حدود دويست كارگر دور سكو جمع شدند.

 يكي از نمايندگان كارگري هم بالاي سكو بود و سعي داشت اعتماد كارگران را به گروه ما جلب كند. هنوز چند كلمه‌اي نگفته بود كه صداي همهمه‌اي از دورتر بلند شد. گروهي صد نفره از كارگران با خشم و فرياد به سمت ما مي‌دويدند. چندين نفر از كارگراني كه دور ما ايستاده بودند براي آرام كردن‌شان به طرف آنها رفتند اما كارگران جديد همچنان با عصبانيت و فرياد به سمت ما مي‌آمدند. كارگران ديگري كه قبل از اين در بيرون از كارخانه شاهد قضايا بودند سعي مي‌كردند علت حضور ما را به آنها توضيح بدهند. همزمان كارگراني كه دور سكو ايستاده بودند سعي مي‌كردند به ما اطمينان دهند كه آنها دچار سوءتفاهم شده‌اند. به ما مي‌گفتند «نترسيد. اينها هم كارگرند. كاري با شما ندارند.» جمعيت صد نفره تازه‌وارد كمي ‌آرام‌تر از قبل، به جمع دويست كارگري كه دورمان حلقه زده بودند پيوستند. اما جو همچنان ملتهب بود و اوضاع خارج از كنترل به نظر مي‌رسيد. نماينده كارگران شروع به صحبت كرد. هنوز چند كلمه نگفته بود كه ناگهان سنگي از طرف جمع به سمت ما پرتاب شد. كارگران به سرعت كسي كه سنگ را پرتاب كرده بود از جمع جدا كردند و با او درگير شدند.

يكي از كارگران به ما كه ترسيده بوديم توضيح داد: «كارگرها براي اين عصباني‌اند كه قبل از اين يك روزنامه‌ محلي از ما گزارش تهيه كرد و دروغ نوشت. چرت و پرتاي الكي نوشت. نوشت كارگرها حقوق گرفتند. براي همين بچه‌ها اينجوري اعصاب‌شان خرد شده.»

با ادامه سخنراني نماينده كارگران جو كمي آرام‌تر شد. كارگران مي‌خواستند كارت خبرنگاري ما را ببينند تا مطمئن شوند از طرف آن روزنامه محلي نيامده‌ايم. كارت را نشان داديم و فضا براي گفت‌وگو با كارگران آماده شد.

روز دوم:

دوشنبه 20 آذر، در سومين روز اعتراض بدون مشكلي با همراهي كارگران به كارخانه وارد شديم و در بالاي سكو، جاي ديروزي‌مان قرار گرفتيم. كارگران بيشتري آمده بودند. حدود پانصد نفر يا بيشتر. زني با صورت پوشيده هم از سكو بالا آمد. براي نخستين بار در جامعه‌اي سنتي زني با صداي محكم و كلمات قاطع چند كلمه‌اي خطاب به پانصد كارگر حرف زد. بعد از هر جمله او كارگراني با قوميت‌هاي مختلف كه همگي در تعصب اشتراك داشتند، جملات اين زن را با شعارهاي حمايتي همراهي مي‌كردند. به گفته كارگران اين نخستين بار بود كه زني براي جمع كارگران معترض سخنراني مي‌كرد. بعد از پايان اين سخنراني و سخنراني يكي از مردان نماينده صنفي، گروه ما در كناره‌هاي سكو شروع به گفت‌وگو با كارگران كردند. كارگران پراكنده حرف مي‌زدند و در اين گزارش، سخنان آنان را به همان شيوه‌اي كه بيان شده مي‌آوريم:

«يك سال و خرده‌اي است كارخانه را دادند بخش خصوصي. اينها آمدند نان‌مان را بريدند. با حقوق‌ دادن بين ما تفرقه انداخته‌اند. به يكي مي‌دهند به ده‌تا نمي‌دهند. بين عرب و عجم تفرقه انداخته‌اند. مي‌گوييم آقا حقوق بده. مي‌گويد ده روز ديگر. دروغ. حضرت عباسي دروغ. من بچه‌هام مريضند. نمي‌دانند اين دروغ‌ها چه بلايي سرما مي‌آورد.»

«از دو سال پيش دو ماه ازش طلب داريم. اسفند و بهمن 94 را ندادند. حالا هم پنج ماه است حقوق نداده‌اند. به كارفرما مي‌گوييم حقوق بده مي‌گويد بايد حكم دادستاني بگيريم. حكم دادستان به چه درد من مي‌خورد. من براي اين كارخونه كار كردم اينجا بايد حقوقم را بدهند.»

«حقوق من همش يك و پانصد است. شش ماه حقوق ما براي اين آقايان پول خرد است. اضافه‌كاري را كم مي‌كنند، ده درصد از عيدي مي‌زنند، اضافه كارمان را قطع كردند. چند ماه است بيمه نداريم.»

«الان، پنج، شش، هفت، هشت، نه… پنج شش ماه است حقوقي نگرفته‌ايم. ما چي بايد بخوريم؟ شما به جاي ما. حق بيمه را هم نمي‌دهد. تامين‌اجتماعي بيمه‌مان را قطع كرده. هر چه مي‌گويم بچه‌‌ام مريض است. هرجا برويم بدون بيمه پول خون از ما مي‌گيرند. يك آمپول دارم مي‌گيرم يك و دويست. مي‌گويد به ما مربوط نيست. براي مساعده اقدام مي‌كنيم مي‌گويند نداريم. شركت ورشكسته است. شما برو زمين‌هاي كارخانه را ببين. حتي اگر فقط بخواهد كرايه‌شان بدهد مي‌تواند پول همه كارگران را بدهد. اينجا خاكش طلاست.»

«اين آقا هر چه بگوييم جوابگو نيست. ديروز آمديم دفترش سيگار روشن كرده و ما را آدم حساب نمي‌كند. رفته شيخ‌المشايخ را آورده كه وساطت كند. مي‌خواهد دوتا قبيله را به جان هم بندازد. شيخ هم ديد كسي حرفش را گوش نمي‌دهد گذاشت و رفت.»

«نه حق سرويس مي‌دهد، نه لباس كار مي‌دهد، بن نمي‌دهد… جمعه‌كاري كه هميشه بوده را حذف كرده و بيمه‌مان پنج ماه عقب است. از برج يك تاحالا هيچ حق بيمه‌اي نداده است. الان هم بدون بيمه‌ايم.»

«كجاي قانون كار گفته كسي كه مي‌خواهد بازنشسته شود بايد تعهد دهد كه سنوات خدمتش را نمي‌خواهد؟ مديرعامل از من كه طبق قانون تقاضاي بازنشستگي دارم تعهد مي‌گيرد تا دو سال حق سنواتم را پيگيري نكنم. سنوات كارگر بايد طبق قانون هر وقت كه مي‌خواهد بازنشسته شود توي جيبش باشد. من 25 سال كار كردم به اميد اين سنوات. حساب كرديم روي اين پول. عروسي بچه‌ها و عمل جراحي و خرج‌هاي ضروري را گذاشته بوديم وقت گرفتن پول سنوات. حالا تعهد مي‌گيرد كه دو سال بايد صبر كنيم. ما كه امضا كنيم و برويم از كجا معلوم تا دوسال ديگر اينها اينجا باشند؟ اگر مدير بعدي زير بار نرفت چه؟ مگر اينها زير بار تعهدات مدير قبلي رفته بودند كه مدير بعدي تعهدات اينها را قبول كند؟»

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: