اسلام وهمجنسگرایی

بسیاری از ما #همجنسگرایی و مسلمان بودن را در تضاد میدانیم چرا که تفسیر بسیاری از امامان و مراجع تقلید از #قرآن در این رابطه، جرم انگاری آن است.

جالب است که بدانید امامان مسلمانی هستند که خود #همجنسگرا بوده و برای حقوق #دگرباشان مبارزه  میکنند.

یکی از آنها، لودویک، اولین امام #مسلمان و همجنسگرای اروپاست. او که 39 سال دارد اهل الجزیره و  دارای ملیت فرانسوی است. او بر این باور است که کسانی که نمیتوانند مسلمان بودن و همجنسگرایی را به طور همزمان بپذیرند، فاشیست هستند.

او با آشکارا همجنسگرا بودن میخواهد به همه به خصوص جوانان مسلمان نشان دهد که اسلامی که همجنسگرا پذیر باشد وجود دارد. این ایده به یک جنبش در اروپا تبدیل شده است. جنبش #مسجد پذیرا.  افرادی که به اسلام پذیرا و دربرگیرنده اعتقاد دارند در مکان های مختلف گرد هم آمده و به دعا و نیایش میپردازند.

زاهد معتقد است که خداوند همه بندگانش را دوست دارد در نتیجه، او پذیرای همجنسگرایان، دوجنسگرایان و تراجنسی و جنسیتی هاست. او میداند که این تفسیر از #اسلام میتواند منجر به دریافت تحدید های #مرگ شود. او میگوید: “خطر جدی است و وجود دارد. این خطر در ابتدا جدی تر بود چرا که بسیاری را غافلگیر کرد. این مساله مانند یک انقلاب بود. اما امروز وقتی کسی به من حمله میکند، تنها قوی تر میشوم.”

جلسات و گردهمایی ها با مراقبه شروع میشوند. شرکت کنندگان برای شرکت در این گردهمایی ها لازم نیست عربی بدانند.

زاهد متولی اسلامی بدون اصول عقاید و #ممنوعیت است. از نظر او، هر کسی باید بتواند به روش خودش با خدایش ارتباط برقرار کند. در این گردهمایی ها، #مرد و #زن، همجنسگرا و #دگرجنسگرا با هم به  دعا و نیایش مینشینند.

زاهد میگوید: “در حدیثی از پیامبر آمده است که اسلام در شروع متفاوت بود، انفرادی و عجیب و غریب. این چیزی است که در آینده برای اسلام پیش خواهد آمد.”

زاهد و پیروانش در این تابیر از اسلام در #اقلیت هستند. مساجدی که از اسلام سنتی پیروی میکنند پذیرای  آنها نیستند. این مساله موجب تاسیس مسجد پذیرا شد. این مسجد، اتاق های مختلف یک کلیسا است.

زاهد میگوید: ” ما در موضعی مانند مبارزان در قرون وسطی (قرن پانزدهم و شانزدهم) هستیم. در صد یا دویست سال آینده شاید اسلام پذیرا در اکثریت نباشد، اما از نظر مالی مستقل خواهد بود، امام های خود را تعلیم خواهد داد و مکان های خود را برای عبادت خواهد داشت.”

جوانان اهل #سوریه، #عراق و #لبنان در مهمانی دگرباشان در یک کلاب در شهر کلون #آلمان شرکت میکنند. بسیاری از آنها #پناهجو هستند.

یکی از حاضران میگوید: “اگر شما به یک کلاب در لبنان بروید، نمیتوانید به مرد دیگری علاقه نشان دهید. ماموران امنیتی همه را زیر نظر دارند. جامعه دگرباشان لبنان با ترس مدیریت میشود. بله شما میتوانید در جامعه بروید، اما هر بار ریسک بزرگی میکنید.”

ابراهیم، جوانمرد 30 ساله ایی است که از اسلام دست کشیده است. او بر این باور است که همجنسگرایان هیچ وقت در اسلام پذیرفته نمیشوند. یک سال و نیم پیش او از لبنان به شهرکلون در آلمان فرار کرد. او در کلون در کنار کسی که به او پناه داده است زندگی میکند و منتظر دریافت اقامت دائم خود است. در لبنان، همجنسگرایی او منجر به زندانی شدن اش گردید به طوری که او در ترس مطلق زندگی میگرد. یک بار کسی که خود را همجنسگرا جا زده بود، او را در آپارتمان محبوس کرده و مورد ضرب و شتم قرار داد و سپس او را از بالکون پرتاب کرد.

او میگوید: ” من از پرتاب شدن نترسیدم. او پس از پرتاب من به پایین آمد. ترس زمانی بر من قلبه کرد که#تتفر را در چشمان او را دیدم. او گفت: ای حرام زاده، تو باید از خودت خجالت بکشی. اسم تو ابراهیم  است! ما در ماه رمضان هستیم.”

او پس از پرتاب به روی سقف یک ماشین فرود آمد، چیزی که او را از برخورد با زمین محافظت کرد. با این حال او به شدت زخمی شد و ماه ها در بیمارستان بستری شد. بخیه ها و پیچ ها در شهر کلون از بدن او خارج شدند.

او میگوید: ” این بزرگترین پیچی است که از بدن من خارج شد. آنرا به کسی که به من پناه داده هدیه کردم.”

ابراهیم از طریق مسیر بالکان به آلمان فرار کرد. او با خانواده خود در لبنان هیچ تماسی ندارد. بعد از حمله، با او مثل یک جذامی رفتار شد.

او میگوید: ” تصور کنید که خانواده من حاضر نبود من را در طی مراحل جراحی حمایت کند. عموی من گفت که من باید هزینه جراحی را وقتی که قادر به کار کردن شدم به او پس بدهم. در خانه من در اتاقی که فقط یک تخت داشت محبوس بودم و خانواده من فقط برای آوردن غذا به من سر میزدند. شرایط بسیار سختی بود. وقتی دچار چنین عذابی شدم، درست در این لحظه،…”

اما لبنان، موطن ابراهیم، یک کشور اسلامی آزاد است. جرم انگاری همجنسگرایی اخیرا لغو شد. علی رغم این موضوع، همجنسگرایان همچنان مورد #خشونت و #تبعیض قرار میگیرند. شرایط برای  همجنسگرایان و تراجنسی و جنسینی ها دردیگر کشورهای اسلامی از این هم بدتر است.

در عربستان سعودی و هشت کشور دیگر، مجازات همجنسگرایی مرگ است.

ابراهیم میگوید: “بعضی افراد میگویند همجنسگراستیزی یک مساله فرهنگی و مربوط به جامعه و سنت هاست. اما سوال من این است که این فرهنگ بر چه اساسی بنا شده است؟ این سنت ها از کجا می آیند؟ آنها بر اساس دین هستند. من بر این باورم که دین و مذهب ریشه همجنسگراستیزی است. کسانی که همجنسگرایان را مورد خشونت قرار میدهند همیشه میگویند که همجنسگرایی بر خلاف خواست خداست.”

از ابراهیم در مورد جامعه مسلمان ساکن اروپا سوال میکنیم. او میگوید که شرایط بهتر نیست. او ما را به صرف شام با مردان همجنسگرا و مسلمان پناهجو دعوت کرد. تقریبا همه افرادی که در این مراسم شام بودند به دلیل همجنسگراستیزی به نام اسلام از موطن خود فرار کرده بودند. از میزان ترسی که این افراد حتی در اروپا با آن مواجه هستند همین بس که بسیاری از آنها نمیخواهند در فیلم باشند. به دلایل امنیتی، ذکر محل مهمانی شام نیز برای ما ممکن نبود.

“وقتی به اینجا رسیدم، پر از تنفر، درد و خستگی بودم. در یکسال گذشته چیزهای زیادی در مورد اروپا یاد گرفته ام. امروز از اینکه مورد احترام هستم و میتوانم چیزی که قبلا ممنوع بود را آشکارا زندگی کنم، خوشجالم.” . اینها سخنان یکی از پناهندگان همجنسگرا در این مهمانی است.

لودویک در شهر مارسی فرانسه زندگی میکند. او از کشوری می آید که مجازات همجنسگرایی زندان است: الجزیره.

او میگوید: ” من از 17 سالگی به همجنسگرایی خود پی بردم. این مساله با اسلام به شکلی که در الجزیره اجرا میشود جور در نمی آمد. من ناگهان برای دیگر مردان احساس داشتم. پس از آشکارسازی، ابتدا من از اسلام رو گرداندم. این مساله بسیار مشکل بود. من نمیتوانستم ایمان را از پدرسالاری همجنسگراستیز جدا کنم. اول اسلام و فرهنگ عرب را ملامت کردم. میخواستم تا جای ممکن از این فرهنگ و اسلام دوری کنم. “

سالها بعد و پس از به دست آوردن اعتماد به نفس از دست رفته اش، او به ایمانش باز گشت. اینها ویدئو های خصوصی او از سفر حج اوست.

او میگوید: ” اگر همجنسگرا نبودم، درک من از اسلام تغییری نمیکرد. همانطوری که معلمانم به من تدریس کرده بودند: فاشیست و پدرسالار.”

او قرآن را بازخوانی و به خاطر سپرد.او از این بازخوانی دریافت که در قرآن هیچ دستوری مبنی بر منع همجنسگرایی و یا مجازات مرگ ذکر نشده است. سوال این بود که چطور امامان اعمال خشونت، تبعیض و مجازات مرگ برای همجنسگرایان را توجیه میکنند.

او میگوید: ” اکثر افراد همجنسگراستیز به آیاتی از قرآن که باور دارند به همجنسگرایی اشاره میکند رجوع میکنند. من میتوانم بخش هایی که در مورد سادمی است را بازخوانی کرده و روشن کنم که درمورد همجنسگرایی نیست بلکه در مورد خشونت سوء استفاده و افرادی است که مهربان نیستند.”

مانند بسیاری دیگر از فتواها، به نظر میرسد فتواهای مربوط به همجنسگرایی نیز وابسته به تفسیر هستند. او تفسیر خود را در این رابطه مانند یک واعظ دوره گرد در گردهمایی ها و مراسم عبادت برای مردم در سراسر اروپا میخواند. او در مکان هایی که اسلام همجنسگراستیز وجود ندارد موعظه میکند.

لودویک تعریف خود را از همجنسگراستیزی دارد. او بر این باور است که وقتی مردم خوشحال هستند و میتوانند خانواده و فرزندان خود را داشته باشند، به تبعیض و خشونت علیه اقلیت ها، از جمله همجنسگرایان نمیپردازند. او این نوع رفتار را به عنوان فاشیزم طبقه بندی میکند که در مواقع بحران از نوع سیاسی و حتی زیست محیطی تشدید میشود.

ابراهیم دیگر به مساجد سنتی مانند آنکه در شهر کلون است نمیرود. لودویک اسلام آزادی خواهی را که تبلیغ میکند یک رویا میداند.

ابراهیم میگوید: ” در دنیای عرب چیزی به معنی گروه آزادی خواه وجود ندارد. اینجا در اروپا ما میتوانیم مسائل را آنطور که میخواهیم تفسیر کنیم. اما با اسلامی که در عربستان سعودی، مصر و تهران وجود دارد،ایدئولوژی که به نام قانون شریعت اجرا میشود، هیچ وقت تغییر نخواهد کرد.”

ابراهیم دیگر با دین و مذهب میانه ایی ندارد. او حتی در اروپا اسلام را همجنسگراستیز میبابد. و او در این مساله تنها نیست. او به عنوان فعال حقوق دگرباشان که به پناهجویان دگرباش کمک میکند، هر روز با این مساله روبروست.

این فرد از عراق خود را زن میداند و اسم خود را ماریا گذاشته است. ابراهیم به دیدن او در آپارتمان جدیدش رفته است. او قبلا در کمپ پناهجویان زندگی میکرد.

ماریا میگوید: “وقتی در کمپ زندگی میکردم، از مسئولان خواستم که من را به عراق برگردانند. من ترجیح میدهم که در عراق بمیرم تا در کمپ. شرایط کمپ بسیار بد بود. از آن متنفرم.”

ابراهیم: “مگر در کمپ چه اتقاقی افتاد؟”

ماریا: ” مردی با چاقو به سراغم آمد. او گفت که خدا بزرگ است و پرسید که آیا مسلمان هستم.”

ماریا فرار کرد اما بقیه خیلی خوش شانس نبودند. در میان آنها دو آفریقایی هستند که نمیخواهند اسامی آنها فاش شود. فردی از الجزیره در کمپ به آنها با چاقو حمله کرد.

يكي از آنها میگوید: “او به طرف ما آمد و پرسید که آیا مسلمان و همجنسگرا هستیم. وقتی پاسخ مثبت دادیم او با چاقو به ما حمله کرد.”

این همان خشونتی است که آنها از آن فرار کرده اند.

او ادامه ميدهد: “در موطن خود با دوست پسرم به سینما رفتیم. کسی ما را با انگشت نشان داد و گفت، آنها با هم هستند. روز بعد 12 نفر با ماشین آمدند و ما را با خودشان بردند.آنها بازوی دوست پسر من را شکستند به طوری که در حد مرگ خونریزی کرد. آنها من را به روی آتش نشاندند. “

تنها در نوامبر سال 2016، ابراهیم 15 مورد حمله و خشونت به همجنسگرایان را در کمپی در نزدیکی شهر کلون ثبت کرده است. تمام این حمله ها ریشه مذهبی داشته اند. تعداد واقعی این حمله ها بسیار از این بیشتر است. چرا که بسیاری از قربانیان به دلیل #ترس و #شرم ترجیح میدهند که ساکت بمانند.

علی رغم وجود این ترس ها، دو همجنسگرای آفریقایی حاضر به مصاحبه شده و ایمان خود را حفظ کرده اند.

او ادامه ميدهد: ” من هنوز به خدا ایمان دارم، اگرچه که همجنسگرا هستم. تنها خواسته من این است که مردم من را به حال خودم بگذارند و به من حمله نکنند. به همین خاطر به مسجد نمیروم چرا که آنجا مورد حمله قرار میگیرم. من در خلوت خود در خانه عبادت میکنم.”

ابراهیم تعداد زیادی از جوانان همجنسگرای پناهجو را میشناسد که در چالش با ایمان خود و دین اسلام هستند اما هنوز میخواهند که ایمان خود را حفظ کنند. او لودویک را به گرهمایی شامی که به طور مداوم برگزار میشود دعوت کرد.

ابراهیم میگوید: ” آیاتی از قرآن هستند که همجنسگرایی را نفی کرده و بد میداند. من نمیدانم لودویک چطور میتواند آنها را نادیده بگیرد؟”

واعظ آزادی خواه دعوت را پذیرفت.

لودویک میگوید: “من میخواهم به آنها در پذیرش خود به عنوان همجنسگرای مسلمان در اروپا و جوامعی که از آنها آمده اند و به دلیل هویتشان و به نام اسلام مورد تعقیب قرار گرقته اند، کمک کنم. برای آرامش درونی لازم است که این افراد در مورد این تضاد به نتیجه برسند.

ابراهیم به لودویک میگوید: “بیا در مورد من صحبت کنیم. من از طبقه سوم به پایین پرتاب شدم. من مانند یک جسد روی زمین افتادم. مردی که این کار را با من کرد بالای سر من ایستاد و گفت: تو مسلمان نیستی. تو باید بمیری. الله اکبر! این تجربه من است. چطور میتوانی بگویی این اسلام نیست؟”

لودیویک در پاسخ میگویید: “میدانی من به عنوان یک نوجوان همجنسگرا مورد ضرب و شتم قرار گرقتم. برادرم بینی و فک من را شکست. پدرم هر روز من را مورد آزار و اذیت قرار داد. اما حالا همه چیز متقاوت است. من در خانواده خود جایگاه دارم. بعضی از اقوام مانند عمویم در قطر هنوز من را تحدید به مرگ میکند. اما خشونت ها و تحدید ها کارساز نبوده اند. آنها میخواستند مرا دگرجنسگرا کنند اما مفید واقع نشد. ما باید قبول کنیم که در اقلیت هستیم. اما این به این معنی نیست که ما باید دست از مبارزه برداریم.”

ابراهیم میپرسد: ” اما من چطور میتوانم در جامعه مسلمانی که از من متنفر است به عنوان یک دیندار زندگی کنم؟”

لودیویک پاسخ میدهد: “امشب در مورد همه اینها صحبت خواهیم کرد. این یک تصمیم شخصی است. من اینجا نیستم که به افراد بگویم چه تصمیمی باید بگیرند. من میتوانم به آنها بگویم که من چه کرده ام.”

ابراهیم قانع نشده است و زاهد قرار است تعداد بیشتری از افرادی که به باورهای او شک دارند ملاقات کند. حاضرین علاقه زیادی به تئوری زاهد نشان میدهند: تئوری اسلام آزادی خواهی که همجنسگرایان و تراجنسی و جنسیتی ها را میپذیرد.

لودیویک میگوید: ” ما اولین مسجدی که پذیرای همه است را در اروپا تاسیس کردیم. جنگ قدرت و تنش ها در جامعه مسلمان در مساجد صورت میگیرد. ما میخواهیم از تعصب مذهبی، نژاد پرستی و اسلام هراسی رها شویم.”

یکی از حاضران میگوید: ” من خودم را به عنوان یک همجنسگرا پذیرفته ام. اما من خانواده و کسانی که به من عشق می ورزند را در زندگی ام میخواهم. میخواهم که آنها من را همانطور که هستم قبول کنند. آیا آنچه شما میگویید نظریه شخصی است و یا مبنای دیگری دارد؟”

لودویک میگوید: ” اسلام ما هستیم. پس ما هستیم که تصمیم میگیریم چه اسلامی را میخواهیم. خانواده ما ممکن است لزوما عاشق همجنسگرایی نباشد. اما دستکم میتوانند توانایی پذیرش خود را بالا ببرند.”

پناهجویان درکشور موطن خود از اسلام تجربه ی دینی تعصبی با قوانین سختی را دارند که برای آنها درست و غلط را تعیین کرده است. آنها از لودیویک انتظار چنین طبقه بندی را دارند.

یکی از حاضرین از لودویک میپرسد: “آیا درست است که وقتی دو مرد با هم نزدیکی میکنند عرش ایزدی به لرزه می افتد؟ آیا این خرافات است؟”

لودیویک پاسخ میدهد: “وقتی مردی عاشق مردی دیگر است، عرش ایزدی به لرزه نمی افتد. این غیر ممکن است. “

فرد حاضر ادامه میدهد: “در مورد رابطه جنسی میپرسم نه عشق.”

لودیویک پاسخ میدهد: “این غیرممکن است. درست نیست. عرش ایزدی نمی لرزد. چطور ممکن است که عشق باعث چنین چیزی شود؟ این دروغ است.”

لودیویک میگوید:” من به آنها گفتم من از آن نوع امامان نیستم که بگویم چیزی گناه است. صدور چنین دستوراتی به این سادگی نیست. هر کس باید به درک خودش برسد وگرنه در بیست یا سی سال آینده با مشکلات مشابهی روبرو خواهیم بود: تعصبی که میخواهیم بر آن چیره شویم.”

ابراهیم میگوید:” این خیلی خوب است که او اینطور فکر و عمل میکند اما او مظهر اقلیت است. پنج درصد از کل مسلمانان. او چطور میتواند نود و پنج درصد دیگر را قانع کند؟”

لودیویک نهایتا نتوانست ابراهیم و دوستانش را قانع کند. اما دیدار آنها با ارزش بود. اینکه کسی آشکارا و با صدای بلند میگوید که به من نگاه کنید. ممکن است که همجنسگرا و مسلمان باشید موجب کمک به بسیاری از همجنسگرایان مسلمان خواهد شد.

لودیوک میگوید: “من کاملا مخالف تسلیم هستم. یا اینکه بگویم هر کاری میخواهید با اسلام بکنید، همجنسگراستیز باشید، همجنسگرایان را بکشید. من از اسلام دوری میکنم چون شما پذیرای من نیستند. نه! همین که از خانواده مسلمان باشی کافی است که اسلام دامن ات را بگیرد، در مورد تو همجنسگرا صحبت و قضاوت کند و تصمیم بگیرد.

ترجمه تخصصي براي دارما و مارتيا: نادیا ذابحی

‏‎ما همه جا هستيم، آزاد و برابر:
‏‎فيس بوك ما:
‏‎‏‎‏https://m.facebook.com/DharmaMartia
‏‎وب سايت ما:
‏‎‏http://dharmamartia.org
‏‎صفحه خبر وب سايت :
‏‎‏http://dmblog.dharmamartia.org/ home
اينستاگرام ما:
‏dharma martia
توييتر ما:
‏@DharmaMartia
‏‎كانال تلگرام ما:
‏‎‏https://telegram.me/DharmaMartia
‏‎همكاران ما:
‏‎‏رسانه همياري:
‏‎‏http://media.hamyaari.ca
‏‎‏سايت خودنويس:
‏‎‏www.Khodnevis.org
‏‎‏ فضاي اختصاصي دارما و مارتيا در تريبون زمانه:
www.tribunezamaneh.com/archives/author/dharma-martia
سايت پلنت ترنسجندر:
www.planettransgender.com
‏‎منبع :

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: