اتنا فرقدانی بیرون زندان همراه زندانیان است.

#مقاومت جوشان در روح همبندیانم از #آتنا_فرقدانی
از #فیس آتنا فرقدانی
لبخند بزن
زمانی که از #سلول_انفرادی به #بند_نسوان #زندان_اوین منتقل شدم؛ از حق ورود وسایل #نقاشی به واسطه ی خانواده ام بهره مند شدم. وسایلی از قبیل رنگ، قلم مو و مداد رنگی. با نقاشی از فضای داخل #زندان و تخت ها، اوقاتم را می گذراندم و هدیه ای می شد برای هم بندی های عزیزم. اما به طور دائم، نقاشی هایم توسط #حفاظت_زندان و #ماموران بند،تحت کنترل و #بازرسی قرار می گرفت و اجازه ی خروج نداشت. ولی برخی از آن ها مانند این نقاشی با زحمت فراوانی به خارج زندان منتقل می شد و به دست خانواده ها می رسید. در نقاشی که ملاحظه می کنید؛قسمتی از سالن 2 بند نسوان و تخت #مریم_اکبری_منفرد را تصویر کردم. شاید اولین سوالی که از خود می پرسید این باشد که چطور فضای زندان را به این اندازه رنگین می پنداشتی؟!
آنچه تصویر کردم؛ نه واقعیت خاکستری زندان، بلکه مقاومتی بود که در روح بسیاری از هم بندی هایم می جوشید. یکی از این زنان “مریم اکبری منفرد” بود. خط مشی من و مریم به کلی متفاوت از یکدیگر بود و هست؛ اما آنچه که مریم را در ذهن من ماندگار می کند؛ تصویر زنی ست که هشت سال را بدون یک روز #مرخصی در زندان پشت سر گذاشته است! هرگاه من خشمگین می شدم؛ به سمتم می آمد و می گفت: اجازه مده که خشمت توسط #دوربین های زندان ثبت شود؛ “لبخند بزن”، تا می توانی به دوربین ها #لبخند بزن. هرگاه برف و باران می بارید در چهاردیواری #هواخوری زندان اوین با شور و شوق می دوید و لبخند می زد.”زنی که مقاومتش، رنگین کمانی بود از #امید برای همه ی #زندانیان

پاسخی بگذارید

ترجمه به زبانهای دیگر
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: